مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى
مقدمه 22
يادنامه علامه طباطبائى ( فارسى )
چنان شرح صدرش دلانگيز بود * كه دل جامجم گشت و آزاد رفت چو قدسىنشان بود و عرشىمكان * دلافروز و بهروز و بهزاد رفت چو جان خيمهء اشتياق آمدش * خرامان ازين ظلمتآباد رفت چو راضى به تقدير دادار بود * به تقدير تن داد و منقاد رفت چو دل وقف ديدار دلدار كرد * جهانسوز و جانسوز و وقاد رفت چه مشتاق و مجذوب و محو و مجيد * حياتآفرين غوث افراد رفت چو ايران و انسان و اسلام را * چو تاريخ را آبرو داد رفت به تفسير ميزان مهتابگون * روان شاد كرد و روانشاد رفت رسالات با خون دل چون نوشت * دل آباد كرد و دلآباد رفت كثير الفضائل ، فصيح الكلام * بديع القلم شيخ اوتاد رفت هم آميزگارى دلافروز بود * هم آموزگارى كه فرجاد رفت هماهنگ صدرا ، همال شهيد * هم آوازهء ميرداماد رفت