الشيخ محمد باقر الشريعتي الأصفهاني

98

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )

قول زمين شناسان ) تاكنون در اثر استفادهء سوء و نامشروع استفاده‌جويان موفق به استقرار يك چنين اجتماع صالحى در ميان همهء بشر نگشته . آيا مىتوان گفت كه اين آرمان ، مقدس نيست ؟ و يا اين‌كه استثماركنندگان عالم بشريت او را به‌وجود آورده‌اند ؟ بسيارى از حكومت‌ها از شعار عدالت ، آزادى و دموكراسى دم مىزنند ولى پس از احراز حكومت راه ديكتاتوى و آدم‌كشى و تبعيض را در پيش مىگيرند . بىشك به اصل لزوم حكومت عدل لطمه نمىزند . اساساً هر روش و آرمان قابل توجه در ميان بشر پيدا شود كه توجه مردم را جلب كند راه‌زنان و نيرنگ‌بازانى پيدا شده و سر راه را گرفته و به هر رنگى بوده باشد استفاده‌هايى از اين راه خواهند برد ، مىخواهد مقصدى صحيح باشد يا فاسد ، حق باشد يا باطل . 5 . و كسانى كه مىگويند : « در آزمايش‌هاى علمى كه به هر گوشه و كنار جهان سر مىزنيم اثرى از خدا نمىيابيم » ! اينان مفهوم كلمهء « خدا » را نفهميده و به مقصد مثبتين اين حقيقت پى نبرده‌اند . خدا يك حقيقتى است مجرد و بىنهايت و هستى مطلق چنين هستى نامحدود هرگز قابل آزمايش مادّى نيست آيا عقل انسان را در لابراتوارها مىشود آزمود هرگز ، ! ! چنان‌چه حد و اندازهء معلومات انسان نيز با ابزارهاى علمى قابل اندازه‌گيرى نمىباشد پس بايد گفت بشر عقل و علم ندارد . چرا كه عقل و علم مجردند و قابل آزمون مادى نمىباشند . خدا از سنخ ماده نيست تا راكت‌ها و قمر مصنوعى با آن تصادف كند ، خداوند علتى در رديف علل مادى قرار ندارد ، تا آزمايش شود خداى متعال نه پدر آسمانى است و نه زمينى تا قابل رؤيت باشد . وانگهى آنان كه به خدا معتقدند او را علتى در صف و رديف علل مادّيه قرار نمىدهند كه زمام برخى حوادث را به‌دست علل ماديه سپرده و زمام برخى ديگر را به‌دست « خدا » بسپارند ، بلكه علتى فوق همهء حوادث و علل آن‌ها اثبات مىكنند كه نسبت او به همهء آن‌ها يكسان بوده باشد . الهيون مجموعه عالم هستى را معلول واحد دانسته و خدا را علت مىدانند به عبارت برتر مثَل خدا و علت و معلول‌هاى مادى مثَل دست و قلم و نوشتهء قلم