الشيخ محمد باقر الشريعتي الأصفهاني

84

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )

باشد قهراً ارزش عملى نيز نخواهند داشت . آيا ارزش عملى حواس جز از اين راه است كه واقعيت را نشان مىدهند ؟ بعداً در متن مقاله دربارهء اين اشكال نيز بحث خواهد شد . 3 . مىگويند : از قانون عليت و معلوليت كه در خداشناسى استعمال مىشود جز تداعى معانى نمىتوان پذيرفت و تداعى معانى در جايى به درد مىخورد كه حس كار كند مثل اين‌كه پيوسته به‌دنبال غروب خورشيد تاريكى مىآيد و در پى طلوع آن ، روز روشن پيدا مىشود و رعد و برق باران را به ذهن مىآورد . پاسخ اشكال اساسى اين است كه راجع به مفهوم عليت و معلوليت ، و اين‌كه واقعيت آن امرى است غير از تعاقب و توالى ، و اين‌كه مفهومى كه ذهن از آن دارد تنها اين نيست كه تصور يكى از اين‌دو تصور ديگرى را به‌دنبال خود مىآورد . « 1 » بلكه تصورى كه انسان از عليت دارد اين است كه از دوامر معين يكى را وجود دهنده و واقعيت دهندهء ديگرى و آن ديگرى را وجود يافته و واقعيت‌يافته از ناحيهء او مىداند . هر دوچيزى كه چنين رابطه‌اى داشته باشند مىگوييم بين آن‌دو رابطه على و معلولى برقرار است رابطهء عليت و معلوليت عبارت است از استناد واقعيتى به واقعيت ديگر آن‌چه زمينه و بسترساز باشند آن‌ها را علل مُعِدّة مىگويند نه علت تامه . تفصيل مطلب را در مقاله هفتم اصول فلسفه بخوانيد . 4 . مىگويند : احكام و قضاوت‌هاى ما درباره مسايل ماوراى طبيعت در حقيقت يك رشته فرضيه‌هايى است كه براى توضيح و توجيه مجهولات در حوادث مادّيه فرض مىكنيم . چون علت زلزله را بشر نمىدانست به خدا نسبت مىداد و هم‌چنين علت كسوف و خسوف را نفهميده بود به عامل غيبى نسبت مىداد . ولى با پيشرفتى كه در علوم تدريجاً نصيب انسان مىشود هر فرضيهء كهنه جاى خود را به فرضيه‌اى تازه و بهتر و وسيع‌تر از خود مىدهد . انسان اوّلى كه علل مادّيهء بسيارى از حوادث را نمىدانست حس علت‌طلبى خود را با

--> ( 1 ) . بحث علت و معلول را شهيد مطهرى ذيل متن علامه در جلد دوم اصول فلسفه مقالهء پنجم به‌صورت مبسوطبحث كرده است . خواننده مىتواند به آن‌جا مراجعه كند . .