الشيخ محمد باقر الشريعتي الأصفهاني
79
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )
رابطهاى با مادّيت اخلاقى نداشته باشد و صرفاً ناشى از طرز تفكر فلسفى آزاد باشد . ما دربارهء اشكالات به تفصيل بيشترى بحث خواهيم كرد . علامه در پاسخ مىگويد : بايد متذكر شد كه : بسيار مىشود انسان بهواسطهء افراط و زيادهروى در حكم يكى از غرايز خود ، سرسپردهء همان غريزه شده از اجابت غرايز ديگر سر باز مىزند مانند عاشقى كه زمام هستى خود را به دست عشق داده از همهء شؤون زندگى و مزاياى حيات بازمانده و در پاسخ هر اعتراضى كه به وى شود پوزش و عذر تازهاى ساز كرده يا معايبى براى زندگى آزاد و عادى اثبات نمايد و در مقابل هر پندى كه به وى دهند ترانهء عاشقانهاى سر دهد . در حقيقت هدف و آرمان او تنها سرپوش گذاشتن به روى شاهد بازى خودش مىباشد . مثلًا عدهاى طريق رياضت را براى رسيدن به اهداف خاصى در پيش مىگيرند سى سال در غارى زندگى مىكنند ، و از غذا به بادامى اكتفا مىكنند ، يا آلت تناسلى را به درخت مىبندند تا منجمد شود . برخى ديگر تمام هم و غم خود را صرف شهوات جنسى و تمايلات حيوانى نموده سعادت را در اين دانسته و در اين راه از همه چيز مىگذرند ، بعضى عاشق تجارتاند ، برخى عشق به دانشگاه دارند ، جمعى دل به رياست مىبندند ، گروهى به انزوا روى مىآورند و مىگويند : دلا خو كن به تنهايى * كه از تنها بلا خيزد يا مدتى از زندگى خود را در عشق به اين و آن مىگذراند وقتى مورد اعتراض قرارگيرد ترانه مىخواند : من عاشقم گواه من اين قلب چاك چاك * در دست من جز اين سند پاره پاره نيست گرچه وقتى همهء اين گروهها به مقصد مىرسند هرگز براى هميشه راضى و قانع نمىشوند بلكه به بنبست مىرسند با وجود آن براى كار و راه خود توجيهاتى مىتراشند و دلائلى مىآورند . چنانچه حريفان مادّى نيز از اينگونه سخنان ساخته و پرداخته بسيار دارند . مىگويند مذهبىها ايدئاليستى فكر مىكنند حقايق را ناديده مىگيرند و به اين نوع اباطيل مىپردازند كه ذيلًا به آن اشاره مىشود .