الشيخ محمد باقر الشريعتي الأصفهاني
55
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )
مرحلهء تصديق ، يعنى عمده اين است كه ذهن بتواند تصور صحيحى از آن معانى پيدا كند ، و پس از آنكه چنين توفيقى يافت تصديق كردن آنها بسى آسان است بر خلاف ساير علوم كه تصور معانى و مفاهيم آنها آسان است و هر مشكلى هست در مرحلهء تصديق و اثبات است . و هم از اين جهت است كه ورود در اين فن را جز براى افرادى خاص روا نمىشمارند . انديشهاى به وسعت اقيانوس و قريحهاى به لطافت نسيم صبحگاهى بايد تا فىالمثل محتواى قاعدهء « بسيط الحقيقه » را در خود جاى دهد بدون آنكه آسيبى بخورد يا آسيبى به مظروف خويش برساند . از اينرو اكثر اشتباهاتى كه رخ مىدهد از نرسيدن به مدعا و خوب تصور نكردن است . چنانكه مىدانيم در قرون اخير كه عموم ارزشهاى علمى و فلسفى متزلزل گشت و دگرگونىهايى در جهان علم رخ داد موجى در جهت مادّيگرى پيدا شد . دربارهء علل اين موج ، سخنهاست . اين بنده رسالهاى تحت عنوان علل گرايش به مادّيگرى تأليف كرده است كه هماكنون زير چاپ است . « 1 » به عقيدهء اين بنده گرايشهايى كه در دو سه قرن اخير در جهان غرب بهسوى مادّيگرى شد علل گوناگونى دارد ، يكى از آن علل نارسايىهاى مفاهيم فلسفى غرب بوده است . در آن رساله شواهدى بر اين مطلب آورده شده است . قبلًا در نظر داشتم در اين مقدمه فصل مشبعى در اين موضوع بحث كنم و مخصوصاً يادداشت كرده بودم كه برخى شواهد را كه در آن رساله ذكر نكردهام در اين مقدمه به تفصيل دربارهء آنها بحث كنم ، اما اكنون مىبينم مقدمه بيش از حد تناسب ، طولانى مىشود . براى بنده بسيار روشن است كه افرادى كه تصور صحيح از اين مسائل داشته باشند مخصوصاً از جنبهء الهيات اسلامى ، بسيار بسيار كماند . مرحوم دكتر محمد اقبال پاكستانى بهحق مردى است متفكر و انديشمند ، ولى اين مرد بزرگ با فلسفهء اسلامى آشنا نبوده است ، كتابى تأليف كرده بهنام سير فلسفه در ايران كه به هر چيزى ديگر از « سير فلسفه در ايران » شبيهتر است .
--> ( 1 ) . اكنون بارها چاپ شده و فيلسوف شهيد به جرم مقدمه آن شهيد مىشود .