الشيخ محمد باقر الشريعتي الأصفهاني

51

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )

تعقيب مىكنند و در متن زمان پشت سر يك‌ديگر قرار گرفته‌اند . مانند فرزندان كه درپى پدر و مادر به‌وجود مىآيند و فرزندان آن‌ها نيز پس از ازدواج متولد مىشوند و هركدام از اين‌ها از نظر زمانى پشت سر هم قرار دارند فرزندان بزرگتر پيش از بزرگ‌ترها . اما مفهوم فلسفى آن از يك تحليل عقلى سرچشمه مىگيرد كه هر حادثه به دليل علائم امكان ، مانند داشتن ماهيت ، و هستى عاريتى ، وابستگى به زمان و مكان و علت فاعلى و غايى چنين موجودى به علت تامه در وجود و بقاء نيازمند است و معناى امكان جز اين نيست . « ممكن » شناخته مىشود و به دليل نياز ذاتى ممكن به علت حدوثاً و بقائاً ، وجود علتى مقارن و همزمان و محيط بر او كشف مىشود ، سپس آن علت مقارن در ميان دو فرض « ممكن » و « واجب » قرار مىگيرد و بنا بر فرض ممكن بودن ، به دليل امتناع تسلسل در علل مقارنه ، وجود واجب در رأس سلسله اثبات مىگردد . از نظر فلسفه ، عللى كه علوم آن‌ها را « علل » مىشناسند معدّاتند نه علل ، و به عبارت ديگر مجراى فيض هستى و گيرنده وجود مىباشند نه ايجادكننده و آفريننده . در اين‌گونه علل ، تسلسل - يعنى رشتهء بىنهايت - به هيچ‌وجه امتناع ندارد . يعنى در علل معده تسلسل محال نيست به اين معنى كه هر پديده وابسته به عللى است و هر علتى به نوبهء خود به علل ديگرى متكى است و هريك از آن علل ، متكى به عوامل ديگرى است و هرچه پيش رويم وابستگىها به يك‌ديگر بيشتر مىشود و هيچ‌گونه پيوستگى به يك‌ديگر امتناع ندارد چون در عرض هم قرار دارند نه در طول يك‌ديگر . عناصر صدوسه‌گانه و يا بيشتر در عرض هم هرچه بيشتر باشند و تا بىنهايت محال لازم نمىآيد . مانند پدر و مادرها كه از علل معده براى اولادشان هستند و عوامل ديگر نيز در به‌وجود آمدن اولاد نيز سهيم مىباشند مثل زمان و مكان ، آب و هوا و غذا و رحم و نطفه و صدها عوامل ديگر ولى هيچ‌كدام علت تامه نمىباشند تمام اجزاى علل معده به‌اضافه وجود مقتضى و رفع موانع جنين را به‌وجود مىآورد ، و از جانب ديگر كل هستى وابسته به حضرت بارىتعالى است كه اگر نازى كند از هم فرو ريزند قالب‌ها .