الشيخ محمد باقر الشريعتي الأصفهاني

47

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )

مرز ماوراء طبيعت رهبرى مىكند . گويا اين راه جاده‌اى است كه تا مرز ماوراء طبيعت كشيده شده است و در آن‌جا پايان مىيابد و فقط نشانى مبهم از ماوراء طبيعت مىدهد . كه در پسِ اين پرده ممكن است سراپرده‌اى باشد و مدير و مدبرى . از اين پرده بيرون سرا پرده‌اى است * مرا و تو را در آن بار نيست يعنى حداكثر اثر مطالعهء طبيعت اين است كه بر ما روشن مىكند طبيعت مسخّر و مقهور قوه يا قوه‌هاى مدير و مدبر و شاعر است ، اما اين‌كه خود آن قوه از جايى آمده است يا نه ؟ آيا ازلى و ابدى است ؟ آيا واحد است يا كثير ؟ بسيط است يا متجزّى و مركب ؟ جامع همهء صفات كمال است يا نه ؟ علم و قدرتش متناهى است يا نامتناهى ؟ آيا قدّوس است و در حد اعلاى تنزيه است و هرگونه نقص از او مسلوب است يا نه ؟ آيا به هر طرف كه برويم و به هر سو كه بنگريم به طرف خدا رفته‌ايم و به‌سوى او نگريسته‌ايم ؟ آيا او اول همه و آخر همه است ؟ اين‌ها و مانند اين‌ها كه در قرآن مطرح است پرسش‌هايى است كه پاسخ آن‌ها را مطالعه در طبيعت و علوم طبيعى به ما نمىدهد ، پس بايد بگوييم بشر راهى به درك و معرفت اين‌گونه مسائل ندارد و صرفاً بايد در برابر اين‌ها كوركورانه معتقد باشد و يا اگر راهى هست آن راه غير راه دقت و مطالعه در طبيعت است بلكه راهى عقلانى و فلسفى است . قرآن اين‌ها را به‌عنوان يك سلسله درس‌ها القا كرده است و از طرف ديگر به تدبر و تفكر در آيات قرآنى امر كرده است و از طرفى هم مطالعهء طبيعت براى حل اين معماها كافى نيست ، پس ناچار راهى ديگر براى فهم اين سلسله مسائل هست كه مورد تأييد قرآن است . مؤلف دانشمند كتاب راه طى شده كه معتقد است راه خداشناسى منحصراً همان راه حس و طبيعت است در بحث « توحيد » پس از توضيح نارسايى دربارهء تاريخ دين و پرستش و نتايج علم و فلسفه و اشاره به اين‌كه راه‌هاى عقلى و فلسفى بيراهه بود و علم امروز كه حسى و تجربى است اساس توحيد را احيا نمود ، مىگويند :