الشيخ محمد باقر الشريعتي الأصفهاني

43

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )

خلق كرده و درحالىكه از گمراهى بسوى حق گرايش پيدا كرده و مسلمانم و من ديگر از مشركان نمىباشم . نظامى در راستاى همين مضمون مىگويد : از آن چرخى كه گرداند زن پير * قياس چرخ گردنده همى گير مطابق اين نقل و اين بيان ، مضمون اين جمله با مقصود طرف‌داران تقليد و تعبد رابطهء معكوس دارد ، يعنى نوعى دعوت به تحقيق و استدلال و معرفت است نه به تقليد و تعبد و منع تفكر . در عصر ما مخالفت با تفكر و تعمق در مسائل ماوراءالطبيعى رنگ جديدى به‌خود گرفته است ، رنگ فلسفهء حسى . چنان‌كه مىدانيم در اروپا روش حسى و تجربى در شناخت طبيعت بر روش قياسى پيروز شد . پس از اين پيروزى اين فكر پيدا شد كه روش قياسى و تعقلى در هيچ‌جا اعتبار ندارد و تنها فلسفهء قابل اعتماد فلسفهء حسى است . نتيجهء قهرى اين نظريه اين شد كه الهيات به سبب خارج بودن از دست‌رسى حس و تجربه ، مشكوك و مجهول و غير قابل تحقيق اعلام شود و برخى آن‌ها را يكسره انكار كنند . اين جريانى بود كه در جهان غرب رخ‌داد . در جهان اسلام سابقهء موج مخالفت با هرگونه تفكر و تعمق از طرف اهل حديث از يك طرف ، موفقيت‌هاى پىدرپى روش حسى در شناخت طبيعت از طرف ديگر ، و دشوارى تعمق و حل مسائل فلسفى از جانب سوم ، گروهى از نويسندگان مسلمان را سخت به هيجان آورد و موجب پيدايش يك نظريهء تلفيقى در ميان آن‌ها شد مبنى بر اين‌كه الهيات قابل تحقيق است ولى در الهيات نيز منحصراً لازم است از روش حسى و تجربى كه براى شناخت طبيعت مورد استفاده قرار مىگيرد استفاده كرد . اين دسته مدعى شدند كه از نظر قرآن تنها راه شناخت خداوند مطالعه در طبيعت و مخلوقات با استفاده از روش حسى است و هر راهى غير اين راه بيهوده است ، زيرا قرآن در سراسر