الشيخ محمد باقر الشريعتي الأصفهاني
323
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )
اگر اين جهان اين خاصه و خصوصيت را نداشت كه هر يك از اجزاى آن قابل تبديل به ديگرى است و با اجتماع شرايط ، منافع وجودى خود را مىيابد و بىآن ، تهى دست و بدبخت مىماند ، اساساً جهان ماده نبود . پس روشن شد كه : هر شر و فساد از آن جهت كه شر و فساد است هيچگونه نسبتى به واجب الوجود ندارد و از آن جهت كه نسبت به واجب الوجود دارد شر و فساد نيست . پايان جهان در مقالهء دهم روشن ساختيم كه : جهان طبيعت يك واحد حركت مىباشد كه بعينه متحرك نيز هست ، و همچنين اثبات كرديم كه حركت بىمقصد و بدون هدف تصور ندارد . و از اين دو نظريه نتيجه گرفته مىشود كه : عالم ماده مقصدى دارد كه به سوى او متوجه است و چون هدفى است كه مجموع جهان با همهء اجزا و شرايط و علل داخلى خود بهسوى او رهسپار مىباشد ديگر هيچ مانعى در راه انجام گرفتن آن معنى ندارد . ناچار ضرورى التحقق و حتمىّ الوقوع خواهد بود . اين موضوع اشارهاى اجمالى به مسئلهء فوقالعاده و مهم معاد است . در باب معاد مسائل زيادى هست كه بايد بحث شود و در خور يك كتاب است . اولين بحث علمى دربارهء معاد اين است كه آيا معاد حقيقتى است موافق با قوانين خلقت و آفرينش و يا يك قانون استثنايى است و با هيچ قانونى از قوانين خلقت وفق نمىدهد ؟ و بر فرض اول آيا معاد از لوازم تجرد روح است يا ربطى به تجرد روح ندارد ؟ و بر فرض دوم آيا قبول معاد بر اساس تعبد محض است و يا قانون عقل ( عقل علمى كه مورد استناد متكلمين است يعنى مسائل مربوط به حسن و قبح ) آن را ايجاب مىكند ؟ از نظر اسلامى بايد در درجهء اول كلماتى كه در قرآن و سنّت دربارهء معاد به كار رفته است از قبيل « حشر » ، « نشر » ، « مآب » و غيره مورد بررسى قرار گيرد . ظاهراً خود كلمهء « معاد » در تعبيرات اسلامى استعمال نشده است و اين كلمه از مصطلحات متكلمين است .