الشيخ محمد باقر الشريعتي الأصفهاني
315
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )
« از راه نظر اول ( نسبت ضرورت ) جهان و اجزاى جهان را به واجب الوجود نسبت داده و ضرورت هستى آنها را « قضاء » مىناميم كه به معنى حكم قطعى است ، و از راه نظر دوم ( نسبت امكان ) تعين وجود و مشخص شدن راه پيدايش آنها را « قدر » مىناميم كه به معنى اندازهء وجود است . » آيا قضا و قدر قابل تغيير است ؟ در محل خود ثابت شده است كه نظام جهان نظام علت و معلول است و هر معلول خاص علت خاص دارد ؛ و هم ثابت شده است كه معلول ، ضرورت وجود خود را از علت خود كسب مىكند همچنانكه تعين و تقدر و اندازهء وجود خود را هم از علت و يا علل خود كسب مىكند ؛ و ثابت شده است كه علم و اراده و قضاى الهى وجود هر چيزى را از طريق علت خاص خود ايجاب مىنمايد . چرا كه عالم دار علل و معلولات و اسباب و مسببات است . از طرف ديگر ثابت شده است كه موجودات مجرد وموجودات مادى اين فرق را با هم دارند كه : مجردات مستندند به علتى بسيط و هيچ گونه شرايط فاعلى و يا قابلى ندارند ، ولى امور مادى علاوه بر علت بسيط موجد ، وابسته به يك سلسله شرايط اعدادى و قابلى مىباشند و اين شرايط ممكن است تغيير كند و وضع وجود شى مورد نظر را تغيير دهد . در كتاب انسان و سرنوشت گفتهايم : « موجودات جهان بر دو قسماند : برخى از آنها امكان بيشتر از يك نوع خاص از وجود در آنها نيست مانند مجردات عِلوى . برخى ديگر امكان بيش از يك نوع خاص از وجود در آنها هست و آنها ماديات مىباشند . . . مادهء طبيعى استعداد دارد كه با علل و عوامل مختلف مواجه شود و قهراً تحت تأثير هر كدام از آنها يك حالت و كيفيت و اثرى پيدا مىكند مخالف با حالت و كيفيت و اثرى كه از آن ديگرى مىتوانست پيدا كند . . . براى يك مادهء طبيعى هزارها « اگر » وجود دارد . . . در مجردات كه بيش از يك نحو وجود نمىتوانند داشته باشند و تحت تأثير علل مختلف قرار نمىگيرند قضا و قدر ، حتمى است و غير قابل تبديل