الشيخ محمد باقر الشريعتي الأصفهاني

271

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )

هم عالم با اين‌كه زيد حادث و محدود و آميخته به جهل و ناشى از غير است ، و علم خداوند ، قديم و نامحدود و عارى از جهل و مقتضاى ذات پروردگار است - مستلزم تشبيه نيست . اين‌ها مىگويند اشكال بحث در صفات حق تعالى از جنبهء تنزيه و تشبيه نيست ، اشكال از جنبهء ديگر است . اشكال اين است كه ما با عقل خود نمىتوانيم تشخيص دهيم كه كدام صفت ، صفت كمال است و ذات حق متصف به آن صفت است و كدام صفت ، صفت نقص است و ذات حق منزه از آن است ؟ حداكثر فهم ما اين است كه بگوييم او مستجمع جميع صفات كماليه است و از هر نقص و كاستى منزه است ، اما از كجا مىتوانيم بفهميم كه كدام صفت لايق ذات مقدس پروردگار است و كدام صفت اين‌چنين نيست ؟ تشخيص صفت كمال از صفت غير كمال براى بشر ميسر نيست . از اين رو وظيفهء ما اين است كه در اين‌گونه مسائل تابع شرع مقدس باشيم . هر صفتى كه در كتاب خدا و يا گفتهء پيامبر خدا و اوصياى پيامبر براى خدا اثبات شده ما نيز اثبات مىكنيم ، و هر صفتى كه در قرآن و سنت اثباتاً يا نفياً درباره‌اش بحثى نشده است ما ناچار بايد سكوت كنيم . در ميان آيات قرآن آياتى هست كه خداوند را از توصيف بشر تنزيه مىكند از قبيل : « سُبْحانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ » . « 1 » « سُبْحانَهُ وَ تَعالى عَمَّا يَقُولُونَ عُلُوًّا كَبِيراً » . « 2 » به طور كلى همهء آياتى كه كلمه « سُبْحانَ » و يا « تَعالى » در آن‌جا به كار رفته همين مفهوم را دارد ، از قبيل :

--> ( 1 ) . صافّات ، آيهء 180 . . ( 2 ) . اسراء ، آيهء 43 . .