الشيخ محمد باقر الشريعتي الأصفهاني
268
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )
مىسازد ، زيرا اگر به خداى جهان از اين سوى « برهان » نگاه كنيم كه وجوددهنده و هستىبخش جهان است و چنانچه در مقاله 9 روشن ساختيم كه علت فاعلى بايد داراى كمالى باشد كه به معلول خود مىدهد ناچار حكم خواهيم كرد كه بخشايندهء هستى همه كمالات هستى را داراست . از اينجا بحث صفات خداوند آغاز مىشود . بحث در اين است كه خداوند را با چه صفاتى بايد توصيف كنيم ؟ چه صفاتى را بايد از او سلب كنيم ؟ مقياس ما در اثبات و يا نفى پارهاى از صفات چيست ؟ اين مسئله نيز به نوبهء خود از مسائل مهم علم الهى است . در مسئلهء صفات حق مباحث زيادى هست از قبيل تقسيم صفات به ثبوتى و سلبى و اضافى ، و به صفات ذات و صفات فعل ، و اينكه آيا صفات حق تعالى عين ذات است يا زايد بر ذات ؟ يك مسئله كلامى و فلسفى است كه بايد رسيدگى شود . ولى قبل از همه اينها لازم است يك بحث ديگرى كه قبلًا هم به آن اشاره شد طرح شود و آن اينكه آيا عقل و انديشهء بشر قادر است از پيش خود بفهمد كه ذات خداوند داراى چه صفاتى هست و داراى چه صفاتى نيست ؟ چه صفاتى لايق و شايستهء ذات اوست و چه صفاتى اينطور نيست ؟ آيا قادر است و يا قادر نيست و هر چه در اين زمينه انسان بگويد « رجم بالغيب » است ، بشر مكلف نيست وارد اين ميدان بشود ، بلكه عقلًا و شرعاً ممنوع است چرا كه از خوض و بحث در اين مسئله و مانند آن ، شاهباز انديشهء بشر ناتوان است كه بر قلّهء صفات و اسماى الهى عروج كند و به پرواز درآيد ؟ پس قبل از ورود در بحث لازم است قوهء عقل و انديشه را نقّادى و بررسى نماييم و حدود توانايى آن را بسنجيم . بعضى از دانشمندان اسلامى معتقدند كه علوّ و شموخ و برتر بودن ذات اقدس الهى از خيال و قياس و گمان و وهم ايجاب مىكند كه جلوى پرواز مرغ انديشه