الشيخ محمد باقر الشريعتي الأصفهاني
26
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )
اوست و به قول سعدى « همه هرچه هستند از آن كمترند ، كه با هستىاش نام هستى برند » . هر سخنى هست دربارهء ارزش خود اين علم « 1 » است كه تا چه اندازه از نظر سلوك عقلى و فكرى قابل اعتماد و اطمينان است . مسائل الهى دورترين مسائل از محسوسات و مشهودات نسبت به ذهن انسان است . چراكه در اين مسائل سخن دربارهء آن سوى مرز ماديات است و همين امر كافى است كه گروهى را در اعتبار و ارزش اين علم به ترديد وادارد . بگذريم از مادّيون كه به بهانهء اينكه ماوراء طبيعت را در طبيعت لمس نكردهاند منكر آن شدهاند ، ديگران هم كه تا اين حد منحط فكر نمىكنند چندان به ارزش و اعتبار اين علم نينديشيده و درنتيجه به آن اعتراف ندارند . ماوراى طبيعت فراتر از ادراك است گروهى رموز مربوط به ماوراءالطبيعه را آنچنان مجهول و كشف ناشدنى مىدانند كه مدعى شدهاند ، بشر براى هميشه بايد از حل معماى ماوراءالطبيعه چشم بپوشد و نفياً و اثباتاً از اظهارنظر در اينباره خوددارى نمايد . از نظر اين گروه ، دست عقل كوتاه است و خرماى معرفت بر نخيل . اين گروه را دراصطلاح « لا ادريّون » و احياناً « شكّاكان » مىخوانند . گروهى ديگر اين راه را رفتنى و اين در را گشودنى مىدانند ولى پاى استدلال را در
--> ( 1 ) . منظور از اين ارزش ، مفهوم نسبى آن براى انسان نيست ، يعنى منظور اين نيست كه ميزان ارزش معرفت و ايمانبه خداوند براى انسان چيست ؟ هرچند از اين نظر نيز ايمان و معرفت خداوند با ارزشترين معرفتهاست . مسئله و ايمان به خدا مسألهاى خارج از زندگى نيست ، بلكه در بطن زندگى و يكى از سرمايههاى زندگى است و به قول تولستوى حكيم معروف روسى : « ايمان آن چيزى است كه انسان با آن زندگى مىكند » . منظور ارزش واقعنمايى اين علم است . .