الشيخ محمد باقر الشريعتي الأصفهاني
242
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )
نتيجه از اين بيان دستگير مىشود كه : ما اطلاق مفهومى را پيوسته با نفى ، نگهدارى مىنماييم و نياز ما به اين نفى در مورد علت جهان هستى ( خدا ) از هر مورد ديگر بيشتر است ، زيرا هر چه در مورد خدا اثبات كنيم ( از ذات گرفته تا صفات ) مطلق خواهد بود ، زيرا تقيد و اشتراط - چنانكه روشن شد - همواره معلوليت را در بر دارد ، و اطلاق را با « نفى » بايد نگهدارى كرد . مىگوييم : خدا موجود است ولى نه مانند اين موجودات . مىگوييم : خدا وجود دارد ، علم دارد ، قدرت دارد ، حيات دارد ولى نه از سنخ اين وجودها ، نه از نوع اين علمها ، نه از قماش اين قدرتها ، نه از نوع اين حياتها . روى هم رفته صفات خدا اطلاق دارند و با نفى نگهدارى مىشوند چنانكه ذات نيز چنين بود . اكنون بايد ديد كه اين صفات را چگونه و از چه راه مىتوان اثبات كرد . خدا يكى است از براى اثبات اين نظريه تنها يك نگاه به دو برهان گذشته كه براى اثبات صانع ذكر نموديم كافى است ، زيرا از راه برهان دوم نياز جهان هستى به خدا براى اين بود كه جهان هستى يك واحد معلول بود و يك واحد معلول يك علت بيشتر برنمىدارد . . . . « 1 » و همچنين تأمل در مضمون برهان اوّلى ، اين مطلوب را به نحو روشنترى مىرساند ، زيرا واقعيت مطلق بىقيد و شرطى كه برهان نامبرده اثبات كرده و نام « واجب الوجود » به وى مىدهد ، با فرض اطلاق محض ، ديگر هيچگونه كثرت و تعددى را نمىپذيرد ، براى اينكه چيزى كه هيچ قيد و شرطى به وى ضميمه نشده باشد ، بديهى است كه تصور تعدد و كثرت در وى امكانپذير نيست ؛ بلكه طبق اين برهان ، اثبات وجود خدا ( واقعيت مطلق ) در اثبات وحدت كافى است .
--> ( 1 ) . ر . ك : اصول فلسفه و روش رئاليسم ، مقالهء علت و معلول . .