الشيخ محمد باقر الشريعتي الأصفهاني
226
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )
زمين ، گياهها ، حيوانها ، ماه كه به دور زمين مىگردد و خورشيد كه زمين به دور او مىگردد با يكديگر نوعى هماهنگى و انطباق دارند و مجموعاً هدف يا هدفهايى مشخص را تأمين مىكنند . اين ارتباط هدفى را ، به سه نحو مىتوان تصوير كرد : يكى اينكه فرض كنيم جهان را صانع بزرگ مانند يك ماشين ساخته است و طورى آن را منظم ساخته است كه به طور خودكار همهء اجزا هدف واحدى را تأمين مىكنند . ديگر آنكه فرض كنيم در ساختمان جهان چنين انتظامى به كار نرفته است بلكه دائماً دستهاى غيبى در كار جهان مداخله و جهان را اداره مىكنند نظير اداره كردن انسانها مؤسسهها را . آن ارادههاى غيبى طورى حركات اجزاى جهان را مىگردانند كه به نظر مىرسد خود اجزاى جهان با يكديگر هم هدف مىباشند . سوم اينكه فرض كنيم جهان مجموعاً يك واحد واقعى و طبيعى است ؛ همهء جهان داراى صورت واحد ، نفس واحد و حيات واحد است نظير يك فرد انسان كه در عين جهازات مختلف و با وجود صدها ميليون سلول ، يك واحد واقعى است و يك شخص است و حيات واحد دارد و همان حيات و يا نفس ، مدّبر اجزا و ابعاض ساختمان بدن اوست ، روابط غايى و هدفى اين پيكر را همان نيروى واحد انتظام مىبخشد ؛ آن نيروى مدّبر حياتى ، هم به انسان وحدت واقعى بخشيده است و هم روابط اجزاى انسان را تنظيم مىكند و همهء نيروهاى موجود را تحت تسخير و تسلط خود در آورده است . شخصى در نقطهاى از جهان نيكى مىكند و در نقطهء ديگر از جهان پاداش مىگيرد ، در دجله نيكى مىكند و در بيابان پاداش مىگيرد ، و برعكس به شخص معّينى بدى مىكند و به شخص ديگرى مكافات پس مىدهد . تكرار و وضع خاص اين جريانات طورى نيست كه قابل حمل بر تصادف باشد . اكنون چه بگوييم ؟ جهان به صورت ماشينى منظم ساخته شده است و مكانيسم آن طورى است كه بدون اراده عكسالعملهاى مناسبى نشان مىدهد ؟ و يا يك سلسله