الشيخ محمد باقر الشريعتي الأصفهاني

220

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )

كه تجلّيات و ظهورات و شؤونات او مىباشند . زمين و آسمان فعل خدا و مخلوق او هستند خداوند به مناسبت لياقت و ظرفيت به آن‌ها مرتبه و نحوه از هستى را داده است . معلوم شد در برهان صدّيقين صدرايى مسئلهء اتحاد وجود و ماهيت در خارج ، و به اصطلاح « عدم زيادت وجود بر ماهيت در ظرف خارج » ، قطعى و مسلّم گرفته شده است ، و البته قطعى و مسلّم هم هست حتى از نظر قائلين به اصالت ماهيت - چنان‌كه در مقالهء 7 روشن شده است - و سپس با اتكا به اصل اصيل و عميق و زير و رو كن فلسفه يعنى « اصالت وجود » و اصول « وحدت حقيقت وجود » ، « وجوب ذاتى وجود » ، « مساوقت وجود با فعليت و اطلاق و كمال » برهان اقامه شده است . اما در برهان وجودى آنسلم يكى از اوّلىترين و بديهىترين مسائل وجود يعنى « عدم زيادت وجود بر ماهيت در ظرف خارج » مورد غفلت واقع شده است . زيرا تصور ذات كامل‌تر يك ماهيت است و در ظرف ذهن است و اين هم فرع بر وجود آن ذات كامل در خارج است در صورت ماهيت غير از وجود « خارجى » است . دكارت و لايب نيتس و اسپينوزا برهان آنسلم را با تغييرات مختصرى كه هر يك در آن داده‌اند پذيرفته‌اند و بر سخن هر يك از آن‌ها نظير ايرادى كه بر آنسلم وارد كرديم وارد است . كانت به حق بيان آن‌ها را ناقص دانسته است . ما براى پرهيز از اطالهء بيشتر از ذكر و نقل آن‌ها خوددارى مىكنيم . خلاصه سخن آنسلم را كه تمام جزميون آن را پذيرفته‌اند اين است : « ما تصور كمال و ذات كامل را داريم و ذاتى كه وجود نداشته باشد كامل نيست پس تصور ذات كامل ملازم با وجود داشتن است به عبارت ديگر ذات كامل حقيقىترين ذوات است پس چگونه ممكن است وجود نداشته باشد و لزوم وجود براى ذات كامل مانند لزوم دره براى كوه است يا به مثابه لزوم وجود زوايه براى مثلث مىباشد . ولى بسيار عجيب است كه آقايان در اين استدلال توجه ندارند كه وجوب كمال براى