الشيخ محمد باقر الشريعتي الأصفهاني

208

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )

ديگرى مىگويد : حجاب روى تو هم روى توست در همه حال * نهان زچشم جهانى ز بس كه پيدايى عرفاى اسلامى ، فلاسفه را كه از طريق مخلوقات و مصنوعات بر ذات بارى استدلال مىكنند و جهان را عيان و خداوند را نهان مىپندارند سخت تحقير و مورد سرزنش قرار مىدهند . محيىالدين عربى مىگويد : اللَّه تعالى ظاهر ما غاب قطّ والعالَم غائب ما ظهر قطّ ؛ اللَّه تبارك و تعالى ظاهرى است كه هرگز پنهان نگرديده و عالم غايب و پنهان است كه هرگز نمايان نشده است . مولوى مىگويد : آفتاب آمد دليل آفتاب * گر دليلت بايد از وى رو متاب از وى ار سايه نشانى مىدهد * شمس هر دم نور جانى مىدهد سايه خواب آرد تو را هم‌چون سمر * چون برآيد شمس انْشَقَّ الْقَمَر عارف شبسترى مىگويد : زهى نادان كه او خورشيد تابان * به نور شمع جويد در بيابان اگر خورشيد بر يك حال بودى * شعاع او به يك منوال بودى ندانستى كسى كان پرتو اوست * نبودى هيچ فرق از مغز تا پوست جهان جمله فروغ نور حق دان * حق اندر وى ز پيدايى است پنهان چه نور حق ندارد نقل و تحويل * نيايد اندر او تغيير و تبديل گويند از جنيد بغدادى پرسيدند : « مَا الدّليلُ عَلى وُجودِ الصّانع ؟ » چه دليلى بر وجود خداى آفريننده هست ؟ گفت : « أَغْنى الصباحُ عنِ الْمِصباح ؛ يعنى روشنى صبح ما را از چراغ بىنياز كرده است » . « 1 » آيا مىتوان براى صبحگاهان دليل آورد .

--> ( 1 ) . شرح گلشن راز ، محمد لاهيجى ، ص 69 . .