الشيخ محمد باقر الشريعتي الأصفهاني

184

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )

علل مبتنى است . چون اگر هر علتى به نوبهء خود معلول علت ديگرى باشد و آن‌هم باز معلول علت سوم و اين هم معلول علت چهارم پيوسته بايد اين فرضيه ادامه پيدا كند در صورتى كه منكران خدا هم به چنين چيزى معتقد نيستند بلكه در نهايت به علت ازلى پايبند مىباشند گرچه اسم آن ماده و طبيعت باشند چراكه عقل سلسله علل نامتناهى بالفعل را محال مىداند ولى در ذهن مىشود فرض علت و معلول را ادامه داد تا خستگى پيدا شود و سلسله تصورات متوقف گردد . برهان سينوى برهان معروف ابن سيناست كه خود ابن سينا آن را عالىترين برهان مىخواند و ما بعداً آن را توضيح خواهيم داد . برهان صدرايى برهان معروف صدّيقين است كه مبتنى بر اصالت وجود و وحدت حقيقت وجود است . آن برهان در متن خواهد آمد و ما نيز توضيح خواهيم داد . اين برهان بر امتناع تسلسل علل مبتنى نمىباشد . در مباحث علت و معلول براهين زيادى بر امتناع دور و تسلسل علل اقامه كرده‌اند و مخصوصاً در دورهء اسلامى از راه‌هاى مختلف براهينى بر اين مطلب اقامه شده است . براهين امتناع تسلسل علل قهراً در براهين اثبات واجب به عنوان « دليلِ دليل » به كار برده مىشود يعنى دليلى كه يكى از مقدمات دليل ديگر را اثبات مىنمايد . يكى از براهينى كه هم مىتواند برهان بر امتناع تسلسل باشد ، هم مىتواند مستقيماً بدون آن‌كه قبلًا امتناع تسلسل ثابت شده باشد وجود واجب را اثبات كند برهانى است كه از طريق « وجوب » يعنى از طريق قاعدهء « الشئ ما لم يجب لم يوجد » اقامه شده است . خواجه نصيرالدين طوسى در تجريد اين راه را براى امتناع تسلسل علل طى كرده است و ما در جلد دوم اصول فلسفه آن را با بيان خاصى تشريح [ كرده ] و توضيح داده‌ايم ولى صدرالمتألّهين در جلد سوم اسفار اين راه را مستقيماً براى اثبات واجب طى كرده است بدون اين‌كه نيازى باشد كه قبلًا امتناع تسلسل علل اثبات