الشيخ محمد باقر الشريعتي الأصفهاني

182

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )

« كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ مُبارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آياتِهِ وَ لِيَتَذَكَّرَ أُولُوا الْأَلْبابِ » ؛ « 1 » اين كتاب با بركت را نازل ساختيم براى اين‌كه مردم در آيات او تدبر كنند و صاحبان لب و عقل به حقايق باطنى خود متذكر شوند . براى بعضى از مسائل در خود قرآن رسماً دست به استدلال تعقلى محض زده شده است از قبيل : « لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا » . « 2 » كلمات ائمهء دين و پيشوايان اسلام پر است از اين نوع استدلال‌ها . در جهان اسلام و مخصوصاً در شيعه يك الهيات بسيار غنى و پرمغز به‌وجود آمد . علت اصلى آن ، درس‌هايى است كه قرآن القا كرد و امر به تدبر در آن‌ها نمود . اين درس‌ها به وسيلهء ائمهء اطهار مخصوصاً شخص اميرالمؤمنين على عليه السلام در خطابه‌ها ، مجالس درس ، دعاها ، احتجاج‌ها توضيح داده شده است و اكنون گنجينه‌اى بىنظير و بسيار گران‌بها در اختيار ماست هرچند خودمان قدر آن‌ها را نمىدانيم . سوم - براهين فلسفى در شكل‌هاى مختلف از نظر فلسفه اول بايد اثبات « واجب‌الوجود » بشود سپس وحدت و بساطت و علم و قدرت و ساير صفاتش اثبات گردد . ما فعلًا در مقام اشاره به براهين اثبات ذات واجب هستيم ، مسئلهء صفات در ضمن خود مقاله خواهد آمد . فلاسفه براهين زيادى براى اثبات واجب‌الوجود اقامه كرده‌اند . بعضى از آن

--> ( 1 ) . ص ، آيهء 29 . . ( 2 ) . انبياء ، آيهء 22 . اشاره به برهان تمانع است ؛ يعنى اگر جز خداى يكتاى بىهمتا خدايان ديگر بودند زمين و آسمان‌ها ويران شدند ، زيرا اراده يكديگر را خنثى و مخلوقاتشان را نابود مىساختند ، چرا كه هر خدايى اراده و خواسته‌اى دارد كه با ساير خدايان در تضاد است نتيجه اين درگيرى به نابودى جهان منتهى مىشد . امكان توافق از محدوديت و ضعف آن‌ها خواهد بود در حالى محدوديتى در واجب‌الوجود نيست . .