الشيخ محمد باقر الشريعتي الأصفهاني
161
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )
به مرحلهء فعليت است ؛ به همين دليل وقتى هستهء زردآلو را بكاريم درخت زردآلو به وجود مىآيد نه درخت انگور و خرما ؛ يعنى آنچه در نهادش هست تكامل پيدا مىكند و آنچه ندارد ظهور و به روزى هم نخواهد داشت . بنابراين اگر نظم و حساب و قانونى در ميان نباشد ، هر چيزى بايد از هر چيزى پديدار شود ؛ به اين معنا كه مثلًا از تخم گندم ، زعفران و از بذر زعفران ، خرما بايد روييده شود ، و اين امر ممكن نيست . امام صادق عليه السلام به مفضل فرمود : اگر دقت كنى مىفهمى كه بين اعضاى بدن بر اساس مصلحت و حكمت ، تقسيم كار شده و هر عضوى عهدهدار كارى است كه شايستگى آن را دارد ؛ يعنى چشم براى ديدن ، گوش براى شنيدن ، معده براى هضم غذا ، مغز براى تفكر و . . . به وجود آمده است . مفضل مىگويد : عرض كردم بعضى معتقدند كه اين كار مربوط به طبيعت است ، امام صادق عليه السلام فرمود : از آنان بپرس آيا طبيعت ، علم و قدرت دارد و كارها را روى حكمت و محاسبه و اراده و اختيار انجام مىدهد ؟ اگر آنان براى طبيعت ، عقل و قدرت قائل شدند ، پس چه چيز در اثبات وجود خدا سدّ راهشان شده است ؛ يعنى آنان به مبدأ دانا و قادر اعتراف دارند اما طبيعت را خدا فرض كردهاند و اگر فكر مىكنند طبيعت بدون علم و قدرت و اراده كار مىكند ، پس چرا عمل طبيعت بىشعور اين قدر حساب شده و با علم و حكمت است ؟ بنابراين نتيجه مىگيريم كه ماوراى طبيعت ، طراح حكيمى وجود دارد و چيزى كه آنان طبيعت ناميدهاند ، سنت و قانونى است كه آفريدگار در مخلوق خود مقرر داشته و او را در مسير خو به راه انداخته است . « 1 » آرى ، موضوع حيات و پديدههاى آن به قدرى مرموز و بهتآور است كه نمىتوان باور كرد كه اين همه نظم و حساب تنها زادهء طبيعت بىشعور و براساس تصادف و اتفاق كور باشد و ماوراى آن ، حكيمى مقتدر و در ميان نباشد . به قول يكى از دانشمندان : « براى ساختن يك موجود زنده ، نه تنها انواع بىنهايت زياد ، پروتئيدها به مقادير كافى و به
--> ( 1 ) . بحارالانوار ، ج 2 ، ص 21 . .