الشيخ محمد باقر الشريعتي الأصفهاني

150

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )

كلامى و فلسفى نيز مىباشد . متكلمان و فيلسوفان به عنوان صغراى قضيه فلسفى اين موضوع را در بحث صفات بارى تعالى مطرح مىنمايند . ورود به اين بحث ، بدون شناخت و تعريف حيات ، امرى مشكل است ، چرا كه موضوع حيات از پديده‌هاى مهم و مرموز عالم طبيعت است . از روزى كه بشر در مقام كشف پديده حيات برآمده تاكنون حقيقت آن مجهول و ناشناخته مانده است . دانشمندان بيولوژى ( زيست‌شناسى ) هنوز نفهميده‌اند كه چگونه عناصر طبيعى و املاح معدنى مرده ، طبق محاسبه از درون مخازن طبيعت گرفته شده و در پرتو تركيبات خاص شيميايى و فعل و انفعالات طبيعى به موجودات زنده تبديل مىشوند ؟ به گفتهء يكى از دانشمندان « بافت‌هاى گياهى كلروفيل‌دار مىتوانند از اجسامى مانند آب و املاح معدنى و گاز كربنيك و اكسيژن كه ساختمانى ساده دارند ، مادهء مورد احتياج خود را فراهم كنند . . . آن‌ها را به جسم مركّبى شبيه ماده‌اى كه خود آن تشكيل شده‌اند تبديل مىنمايند ، سپس آن‌ها را جذب مىكنند . . . سپس مواد تشكيل شده در محل‌هاى مخصوص قرار مىگيرند كه بالاخره منجر به ساختمان سلول‌ها ، سپس بافت‌ها و در نتيجه اندام‌ها مىشود . » « 1 » پديدهء مرگ نيز هم‌چون حيات ، يك حقيقت فراگير ، پيچيده و اسرارآميز است . تمام موجودات زنده ، حيات موقتى دارند و پس از مدتى به كام مرگ فرو مىروند و در نتيجه اندام آن‌ها به اجزاى مختلفى تجزيه شده و مجدداً به مخازن طبيعت برمىگردند . قرآن مجيد اين تحول را به قانون « حيات و مرگ » تعبير مىكند و سرمنشأ آن را به خدا نسبت مىدهد : « يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَ يُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ » . « 2 » خلّاق جهان است كه موجود زنده را از عناصر مردهء عالم بيرون مىكشد و از پيكرهء آن ، مواد مرده را خارج مىكند .

--> ( 1 ) . چه مىدانم ؟ فيزيولوژى گياهى ، ص 44 . . ( 2 ) . روم ، آيهء 19 . .