الشيخ محمد باقر الشريعتي الأصفهاني

141

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )

مىگيرد يعنى از مجموع امورى كه داراى يك سلسله خواص فيزيكى و شيميايى مىباشند سازمانى به‌وجود آمده و اجزاء مجموعه به يك‌ديگر مربوط شده‌اند و لازمهء قهرى و نتيجهء جبرى مواد جمع شده به اضافهء خاصيت‌هايى كه هر كدام دارند و به علاوهء نظم و ارتباطى كه ميان آن‌ها برقرار شده و آن‌ها را به صورت يك دستگاه درآورده ، كار معين و راه‌پيمايى منظم است . نوع ديگر از راه‌يابى كه در اشياء مشاهده مىشود آن چيزى است كه گذشته و عليت فاعلى ، يعنى نظم مادى ، براى چنين راه‌يابى كافى نيست . آن نوع از راه‌يابى حكايت مىكند از رابطهء مرموزى ميان شئ و آينده‌اش و از عليت غائيه يعنى از يك نوع علاقه و توجه به غايت و هدف سرچشمه مىگيرد . حركات و اعمال يك دستگاه تا آن‌جا كه مربوط به سازمان مادى شئ است قابل پيش‌بينى است ، يعنى نفس سازمان مادى و تشكيلات داخلى شئ ، كافى است كه با احاطه به آن‌ها بتوان كارهاى آن را پيش‌بينى كرد ، زيرا مىتوان از رابطهء تأليفى و تركيبى مجموعه موادى كه در يك دستگاه كار گذاشته شده است ، عمل‌ها و عكس‌العمل‌هاى قهرى را به دست آورد ، و تا وقتى كه حركات و اعمال يك شئ در حدود عمل‌ها و عكس‌العمل‌هاى طبيعى اجزاء شئ است و قابل پيش‌بينى است ، راه‌يابى شئ نتيجهء قطعى نظم سازمان داخلى اوست و دليل جداگانه‌اى به شمار نمىرود . اما اگر رسيد به مرحله‌اى كه آن شئ كار خاصى نبايد انجام دهد ، بر سر دوراهى قرار گرفته است در عين حال آن شئ يكى از آن راه‌ها كه او را به هدف مىرساند « انتخاب » مىكند ، اين‌جاست كه پاى هدايت نوع دوم به ميان مىآيد . پس موجبات و مرجّحات راه‌يابى نوع اول در گذشته و عليت فاعلى شئ نهاده شده است ، و موجبات و مرجّحات راه‌يابى نوع دوم در عليت غائى و آيندهء آن شئ نهاده شده است . در نوع اول ، شئ ، وجوب و ضرورت خود را از فاعل كسب مىكند و در