الشيخ محمد باقر الشريعتي الأصفهاني
139
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )
داشت . به همين جهت پيدايش زمين و نشئهء حيات را در روى آن هرگز نمىتوان با قوانين مربوط به اتفاق و تصادف تطبيق نمود . عجيبتر از انطباق انسان به عوامل طبيعت ، انطباق طبيعت به انسان است . » 2 . هدايت و راهيابى از جمله آثار و علائمى كه در خلقت موجودات مشاهده مىشود و دليل بر دخالت نوعى قصد و عمد و تدبير است « راهيابى » اشياء است . هر موجودى علاوه بر ارگانيزم و سازمان منظم داخلى ، از يك نيروى مرموز برخوردار است كه به موجب آن نيرو راه خود را بهسوى آينده مىشناسد . به عبارت ديگر اشياء و موجودات در عين اينكه به حسب ساختمان مادى و جسمانى ، كور و نابينا مىباشند يك نوع بينش مرموزى آنها را رهبرى مىكند . اين بينش مرموز را در ماوراء ساختمان جسمانى اشياء بايد جستوجو كرد . اما اينكه ماهيت اين بينش مرموز چيست و چگونه مىتواند باشد ؟ آيا در درون اشياء نهفته است و يا صددرصد بيرونى است ؟ و يا از قبيل كشش يك نيروى قوىتر است موجودات را بهسوى كمال ، و به اصطلاح فلاسفه از قبيل تحريك و تأثير معشوق است در عاشق ؟ بحث دامنهدارى است ، و به هر حال دليل و مؤيد وجود قدرت مدبّرى است كه بر موجودات سيطره دارد و آنها را تدبير مىنمايد . اين دليل غير از دليل نظم است . دليل نظم مربوط است به تشكيلات و سازمان مادى و جسمانى و به عبارت ديگر ارگانيزم اشياء همچون يك دستگاه صنعتى از قبيل اتومبيل يا ساعت يا كارخانهء پارچهبافى كه داراى سازمان و ساختارى است ، داراى اجزاء و اعضاء و تشكل مىباشد به طورى كه هر جزء از اجزاء آن شهادت مىدهد كه براى كارى ساخته شده و قصد و عمدى از جانب طراح حكيمى در ساختمان آن به كار رفته است ، اما اتومبيل يا ساعت يا كارخانهء پارچهبافى و هر واحد صنعتى ديگر