الشيخ محمد باقر الشريعتي الأصفهاني

127

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )

درباره « خدا » فكر مىكردم و تبسّمى مسخره‌آميز بر لبانم نقش مىبست و عقيدهء به خدا را فكرى كهنه و اعتقاد خرافى مىپنداشتم . . . تا اين‌كه هدايت فطرى مرا رهنمون گشت و به وسيلهء منظرهء شگفت‌انگيز تولد نوزادى بار ديگر منظرهء غم‌انگيز مرگ انسانى را كه به چشم خود ديدم حجاب غرور و خودخواهى از پيش رويم برداشته شده و با چشم دل خداى جهان را ديدم و ايمان آوردم . . . . در ادامه مىگويد : شما اگر فرضاً نظريه تطور را قبول كنيد و قانون تحول و تكامل انواع را بپذيريد تازه در برابر شما معماى بزرگى وجود دارد و آن اين‌كه اين‌ها نمىتوانند از « عدم » آمده باشند ، زيرا هيچ چيز از ناچيز به وجود نمىآيد . » دكتر نام برده در ادامه مىافزايد « چند سال بيش در لندن براى جوانان جلسه‌اى تشكيل دادم و يكى از دانشمندان زيست‌شناس را دعوت نمودم تا براى حاضران جلسه ، خطابه‌اى ايراد نمايد وى موضوع خطابه خود را « آغاز جهان ما » قرار داده بود و طبق اسلوب يك عالم « ملحد و منكر خدا » آغاز سخن كرد و درباره دوران ماقبل تاريخ و چگونگى پيدايش زمين بر اثر تبدل گاز به جسم سيال و جسم صلب ( سخت ) و چگونگى پوشيده بودن زمين به اقيانوس‌هاو بالا رفتن و فرودآمدن امواج و تكون قشر زمين بر اثر فعل و انفعالات شيميايى و پيدايش سطح زمين به كمك كف‌هاى آب و پيدايش حيات نخستين به شكل ( پروتوپلاسم ) سخنرانى كرد ، طبق معمول برايش كف زدند ولى دانشجويى از گوشهء مجلس به پاخواست پرسيد استاد شما دربارهء امواج هول‌انگيز آب‌ها و جزر و مد اقيانوس‌ها سخن گفتيد ولى نگفتيد اين آب‌ها در آغاز چگونه پيدا شدند ، استاد در برابر اين پرسش به فكر فرو رفت و در پاسخ ساكت ماند و چهره‌اش از عجز و خجالت سرخ شد و پيش از آن‌كه حرف بزند شليك خندهء حضار سكوت را درهم شكست و اثر خطابه او را خنثى ساخت . « 1 »

--> ( 1 ) . التكامل فى الاسلام ، احمد امين ، ج 3 / 29 - 30 . .