الشيخ محمد باقر الشريعتي الأصفهاني
125
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )
5 . « فَذَكِّرْ إِنَّما أَنْتَ مُذَكِّرٌ » . « 1 » 6 . « سَبَّحَ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ » . « 2 » 7 . « وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى » . « 3 »
--> ( 1 ) . غاشيه ، آيهء 21 . اى پيامبر به مردم تذكر بده و به آنان يادآورى كن چراكه تو يادآورىكننده هستى تذكر به هنگامى است كه قلب و دلش به حقايق گرايش داشته ولى غفلت بر وى عارض مىگردد و فراموش مىكنند . نياز به يادآورى دارند . . ( 2 ) . حديد ، حشر ، صف ، آيهء 1 : آنچه در آسمانها و زمين است به زبان حال خدا را تسبيح و تنزيه مىكنند چنانچه يك دستگاه الكترونيكى به زبان حال مىگويد مهندسانى كه مرا ساختهاند امكانات فراوانى در من تعبيه كردهاند بايد كاربرد و استفاده از امكانات را بياموزيد و به كار بگيريد . . ( 3 ) . اعراف ، آيهء 172 : و آن هنگام كه پروردگارت از پشت و صلب آنها ذريه و نسل آنها را برگرفت و خود آنها را بر وجودشان شاهد گرفت و به زبان حال گفت آيا من پروردگار شما نبودهام همگى اعتراف كردند چرا ، آيه به عالم ذر اشاره دارد كه همان عالم فطرت است يعنى خداوند انسان را بهگونهاى آفريده كه به خدا و روز جزا ايمان دارند و با تمام وجود اعتراف مىكند گرچه با زبان ممكن است منكر شوند اما عمق دلهاى آنان به مبدأ و معاد ايمان و يقين دارند . از ذيل آيه به خوبى روشن مىشود كه عالم ذر عالم ارواح نيست و همچنين عالمى كه خدا ارواح بنىآدم را در آنجا جمع كرده باشد و از آنان اعتراف بگيرد كه من پروردگار شما نيستم بگويند چرا ليكن وقتى ما از وجود چنين اجتماعى بىخبر باشيم سخن از چنين تجمعى لغو است وانگهى در ذيل آيه مىفرمايد : اين گواهى گرفتن براى اين است كه [ مبادا ] در قيامت بگوييد « پدرانمان » پيش از ما شرك ورزيدند و ما هم فرزندان پس از آنها بوديم بنابراين ، آيا ما را به خاطر آنچه باطلگرايان انجام دادهاند هلاك مىكنى ، و يا مبادا در روز قيامت بگوييد قطعاً ما از اين توحيد و تعهد غافل بوديم » در واقع مىخواهد بفرمايند با گواهى فطرت تمام درهاى عذر و توجيه را به روى ذريه آدم بستيم . تا نتوانند عذرى بياورند و اگر مقصود گواهى در عالمى به اسم عالم ذر انجام شده باشد ما مىتوانيم بگوييم از چنين تجمعى خبرى نداشتيم شاهد ديگر كلام امام على در نهج البلاغه كه مىفرمايد : انبياء آمدند تا تعهدات فطرى را از بنى آدم مطالبه كنند « ليستأدوهم ميثاق فطرة » . مطالبه كردن دليل وجود اينگونه تعهدات در ذات و فطرت بشر است . .