محمد حسين آخوندى
62
در سايه سار حكمت ، شرح و توضيح بدايه الحكمه ( فارسى )
اعتبارى بودن وجود هرگز اتحاد حقيقى ميان دو ماهيت تحقق نيافته و در نتيجه ، حمل كه بيانكنندهء اتحاد وجودى موضوع و محمول است منتفى مىشود ، حال آنكه صحت حمل و تحقق آن امرى بديهى است . پس اين وجود است كه اصيل بوده و ماهيت به واسطهء وجود متصف به هستى مىشود . ثالثا : اصالت داشتن ماهيّت مستلزم عدم تفاوت ميان موجود خارجى و ذهنى است ، و التالى باطل و المقدم مثله ، رابعا : اصالت داشتن ماهيّت مستلزم تشكيك در ماهيّت است و تشكيك در ماهيّت ذاتا راه ندارد . ادلهء قائلان به اصالت ماهيّت لازمهء اصيل بودن وجود ، تكرّر آن است و هرآنچه اصالتش مستلزم تكرّرش باشد امرى اعتبارى است ، نه اصيل . پاسخ : وجود ، به ذات خود موجود است ، نه به واسطهء وجود ديگرى تا مستلزم تكرّر و تسلسل شود . نظريهء منتسب به علامّهء دوانى اصالت وجود در واجب ، و اصالت ماهيّت در ممكنات است .