محمد حسين آخوندى

43

در سايه سار حكمت ، شرح و توضيح بدايه الحكمه ( فارسى )

شهود الهى به معارضه برنمىخيزد . در فلسفهء مشاء دربارهء وجود و ماهيت ، وجوب و امكان ( امكان ماهوى ) و اقسام آن‌ها ، علت و معلول و اقسام آن ، دور و تسلسل ، حركت و تغيير و ثبات ، ماديّت و تجرّد ، وحدت و كثرت ، واجب الوجود كه در رأس هستى است ، عقول عشره كه مراتب طولى خلقت‌اند و عالم طبيعت بحث مىشود . در فلسفه اشراق مسئله وجود و ماهيت جاى خود را به نور و مراتب نورى مىدهد و هستى ، سراسر نور يا سايهء نور الانوار است و خداوند متعال ، نور الانوار و همهء عالم به نور او پيداست : « اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ . . . » « 1 » . در حكمت متعاليه ، وجود اصيل است و مراتب تشكيكى دارد و همه ما سوى اللّه عين ربط به حضرت حق هستند و اين ربط بودن آن‌قدر رقيق مىشود كه همهء ما سوى اللّه مظهر و تجلّى حضرت حق مىگردند و آيهء مباركه « هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ » در حكمت متعاليه ظهور مىكند . « 2 »

--> ( 1 ) - سورهء نور ، آيه 36 . ( 2 ) - شهيد مطهرى در بحث روش‌هاى فكرى اسلامى معتقد است كه قبل از ملا صدرا چهار روش مهم وجود داشته است كه عبارت‌اند از : روش فلسفى استدلالى مشايى ، روش فلسفهء اشراق ، روش عرفانى و روش كلامى . ملا صدرا در واقع با جمع نقاط قوت همهء اين‌ها و كنار گذاشتن نقاط ضعف ، حكمت متعاليه را پايه‌گذارى كرد . عبارت ايشان چنين است : « . . . آن چهار روش فكرى ، عبارت است از : 1 . روش فلسفهء استدلالى مشايى : اين روش پيروان زيادى دارد و اكثر فلاسفهء اسلامى پيرو اين روش بوده‌اند . الكندى ، فارابى ، بو على سينا ، خواجه نصير الدين طوسى ، ميرداماد ، ابن رشد اندلسى ، ابن ماجهء اندلسى ، ابن الصائغ اندلسى ، مشايى مسلك بوده‌اند . مظهر و نمايندهء كامل اين مكتب ، بو على سيناست . كتاب‌هاى فلسفى بو على از قبيل شفا ، اشارات ، نجات ، دانشنامه علايى ، مبدأ و معاد ، تعليقات ، مباحثات ، عيون الحكمه ، همه حكمت مشاء است . در اين روش ، تكيه فقط بر استدلال و برهان عقلى است و بس . 2 . روش فلسفى اشراقى : اين روش نسبت به روش مشايى پيروان كمترى دارد . آن كسى كه اين روش را احيا كرد « شيخ اشراق » بود . قطب الدين شيرازى ، شهرزورى ، و عده‌اى ديگر روش اشراقى داشته‌اند . خود شيخ اشراق مظهر و نمايندهء كامل اين مكتب به شمار مىرود . شيخ اشراق كتب زيادى نوشته است از قبيل : « حكمة الاشراق ، تلويحات ، مطارحات ، مقاومات ، هياكل النور ، كه معروف‌ترين آن‌ها كتاب حكمة الاشراق است و تنها اين كتاب است كه صددرصد روش اشراقى دارد . شيخ اشراق برخى رساله‌ها به فارسى دارد ، از قبيل آواز پر جبرئيل ، عقل سرخ و غيره . در اين روش به دو چيز تكيه مىشود : استدلال و برهان عقل ، ديگر مجاهده و تصفيهء نفس . به حسب اين روش تنها با نيروى استدلال و برهان عقلى نمىتوان حقايق جهان را اكتشاف كرد . 3 . روش سلوكى عرفانى : روش عرفان و تصوف فقط و فقط بر تصفيهء نفس براساس سلوك الى اللّه و تقرب به حق تا