محمد حسين آخوندى

26

در سايه سار حكمت ، شرح و توضيح بدايه الحكمه ( فارسى )

8 - تعيين مرز حسّ و عقل ؛ « 1 » 9 - كل‌نگرى ؛ « 2 » 10 - مبنا بودن براى مكاتب اجتماعى ، سياسى و اقتصادى ؛ 11 - پايه و مبنا بودن براى جهان‌بينى ؛ 12 - حلّ شبهات كسانىكه در امكان دست‌يابى به واقعيت يا پاره‌اى از واقعيات دچار نوعى شكّاكيت يا انكار شده‌اند ، و چه بسا منجر به انكار مبدأ و معاد و موجب شقاوت ابدى شود ؛ 13 - ابزارى براى استدلال به نفع دين حق و اصول و عقايد و حتى فروع آن و پاسخ شبهات خصم ؛ 14 - ابزارى براى تبيين و تفسير صحيح گزاره‌هايى از دين كه بيان مسائل اصولى و مبنايى را به عهده دارند ، همچون مبدأ و معاد ، صفات مبدأ هستى ، علم و قدرت و حيات و توحيد افعالى ، قضا و قدر ، جبر و اختيار و امر بين الامرين ، ارتباط هستى با خداى متعال و وابستگى مطلق ماسوى اللّه به حضرت حق و توجيه منطقى شرور عالم به گونه‌اى كه رحمانيّت و علم و قدرت حضرت حق خدشه‌دار نگردد و در نظام احسن الهى خللى وارد نشود . علوم تجربى به لحاظ روش و موضوع هيچ‌گاه نمىتوانند در حيطه‌اى كه فلسفه در باب آن بحث مىكند ، وارد شوند ، زيرا به لحاظ روشى ، فقط امور محسوس را مىتوانند مطالعه كنند و به لحاظ موضوع هميشه به اعضا و اندام كل هستى مىنگرند . پس شناخت كل هستى به عنوان يك مجموعه و كل ، و نيز ارضاى كنجكاوى با مباحث فلسفى امكان‌پذير است . هرعلمى موضوعى دارد مثلا موضوع فيزيك « ماده » است ، ولى هيچ‌گاه فيزيك‌دان به اثبات ماده در جهان خارج نمىپردازد ؛ زيرا اساسا اثبات موضوع يك علم ، خارج از حيطهء آن علم است و جزء مبادى آن علم به شمار مىآيد . در هرعلمى قبل از ورود به

--> ( 1 ) - همان . ( 2 ) - همان .