رحمت الله شريفي نجف آبادى
69
حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى )
عوارض لاينفك جسم است و جسم ، مركب از ماده و صورت است و چون براى وجود ، ماده و صورتى نيست ؛ پس جسمى براى آن تحقق ندارد و چون جسمى براى وجود نيست ، مقدارى هم براى آن وجود ، تحقق ندارد . و از آنچه گذشت ، روشن مىشود كه وجود نوع هم نيست ، براى اينكه تحصل نوع به تشخص فردى است ، درحالىكه وجود به نفس ذاتش و فى نفسه ، متحصل ( و متشخص ) است ، ( زيرا اصالت با وجود است ؛ خلاصه اينكه در خارج نوع وجود ندارد ، مگر اينكه در فردى از آن باشد ، مثل زيد يا عمرو و . . . . چون خارج ، ظرف وجود افراد نوع است كه در زمان و مكان خاصى زندان و منحصر مىشوند ، لذا مثل زيد ، نوع انسان با قيد فلان جا ، فلان زمان و با ويژگىهاى خاص است ، بر خلاف ذهن كه در آن امور به صورت كلى هستند . خلاصه اينكه ، وجود بهطور ذاتى تحصل و تشخص دارد و فارابى ثابت كرد تا چيزى وجود نيابد ، تشخص پيدا نخواهد كرد . پس فردانيت وجود ، به نفس ذات آن است و فردانيت افراد يكنوع به بركت وجود است و امور ديگر از جمله زمان و مكان از امارات تشخصاند ، نه خود تشخص ) . فصل هشتم : نفس الامر وجود و ماهيت و مفهوم اعتبارى الفصل الثامن : في معنى نفس الامر . . . فى أفرادها و فى حدود مصاديقها . فصل هشتم : دربارهء معناى نفس الامر است . ( از مباحث گذشته ) بدون شك روشن شد كه براى حقيقت وجود ، به نفس ذاتش ثبوت و تحققى است ، بلكه وجود ، عين ثبوت و تحقق است و اينكه براى ماهيات - ( علامه مىفرمايد : ) و ماهيت چيزى است كه در جواب « آن چيست » گفته مىشود و حمل مىگردد . ( اگر سؤال شود : انسان چيست ؟ در پاسخ گفته مىشود : انسان حيوان ناطق است كه حيوان ناطق هم جواب سؤال « انسان چيست » مىباشد و هم حمل بر انسان مىشود ) و گاهى ماهيت با وجود