رحمت الله شريفي نجف آبادى

63

حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى )

به ماهيات ؛ به نحوى كه تقيد مثل وجود انسان ، جزء حصه است و قيد كه همان انسان است ، از آن وجود اعتبارى ، بلكه حصه خارج است ، تا انسان و به‌طور كلى ماهيت ، اصالت داشته باشد . وجود انسان ، غير از « وجود و انسان » و « الوجود انسان » و « انسان » و « وجود » است ؛ پس حصه عبارت است از وجود كلى به علاوهء تقيد و نه قيد . تقيّد يك حالت ذهنى است ؛ يعنى محدوديتى است كه ذهن مىفهمد . ( مثل كتاب حسن كه كتاب داخل و موردنظر است ، ولى حسن خارج و موردنظر نيست كه اين بر خلاف كتاب و حسن است ) به تعبير ديگر ، وجود و ماهيات حكم نخ و دانه‌هاى تسبيح را دارند كه نخ داخل دانه‌ها نيست و دانه‌ها اصل هستند . خلاصه اين‌كه براى وجود ، حصص به همان تعريفى كه بيان شد ، تنها در ذهن وجود دارد و هيچ فردى كه مركب از مجموع مقيد مثل وجود و قيد مثل انسان و تقيد مانند وجود انسان براى آن در خارج تحقق ندارد ؛ يعنى فرد وجودى واقعيت ندارد ، ولى فرد ماهوى اصالت دارد . ملاصدرا مىفرمايد : گفتار گوينده‌اى كه مىگويد : « اگر براى وجود افرادى در ماهيات ، سواى حصص مىبود ، ثبوت فرد وجود براى ماهيت ، فرع بر ثبوت ماهيت مىبود ، به دليل اين‌كه ثبوت شىء براى ديگرى ، فرع بر ثبوت آن ديگرى است ؛ پس براى آن ديگرى ثبوتى قبل از ثبوت آن شىء هست » ، مستقيم و تمام و برهانى نيست ، چرا كه در آن نظر ، ويژگى به وجود نمىآيد ، تا وجود ، داراى فرد خارجى باشد ( و اصالتش ثابت گردد ) ، بلكه منشأ اشتباه آن ، اتصاف ماهيت به وجود است ( كه اين را نتوانستند حل كنند ) خواه وجود ، افراد عينى داشته باشد يا جز حصص ، چيزى نداشته باشد « 1 » ( كه با ابطال حصص ، اصالت وجود و تحقق افراد هستى در خارج اثبات مىگردد ) .

--> ( 1 ) . اسفار ، ج 1 ، ص 43 .