رحمت الله شريفي نجف آبادى
60
حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى )
« ان للوجود بما لحقيقته من السعة و الانبساط تخصصا بحقيقته العينية البسيطة » « 1 » استنباط مىشود كه اين تخصص ، مربوط به وجود منبسط ( اولين موجودى كه مستقيما از جانب حضرت اعلا ، وجود ابداع شده است كه سارى در تمام حقايق عالم هستى است ) مىباشد كه حيثيت تقييديه ندارد ، ولى حيثيت تعليليه دارد . درنتيجه ، يك تخصص ديگرى هم در عالم تحقق دارد و آن ، حضرت حق است كه نه حيثيت تقييديه دارد و نه حيثيت تعليليه . آنچه حقيقتا نظر اول را تأييد مىكند ، عبارت تعليقه علامه در اسفار است : « المراد بنفس الحقيقة هى الحقيقة المأخوذة به شرط لا التى هى اعلا مراتب التشكيك فالوجود عنده - ملاصدرا - مشكك ذومراتب و من المعلوم أن الحقيقة المأخوذة لا به شرط تجامع جميع المراتب « 2 » ؛ مراد به نفس و خود حقيقت وجود ، همان حقيقتى است كه به شرط لا از نقايص ملاحظه شده است كه آن اعلا مرتبه وجود در نظام تشكيكى است ، لذا وجود نزد ملاصدرا مشكك و ذومراتب است . . . » . اصل عبارت ملاصدرا چنين است : « اما تخصص الوجود بنفس حقيقته التامة الواجبية و بمراتبه فى التقدم و التأخر . . . فانما هو تخصص له بشؤنه الذاتية باعتبار نفس حقيقته البسيطة « 3 » ؛ اما تخصص وجود به نفس حقيقت تامهء واجبى و به مراتب آن در تقدم و تأخر و . . . است ؛ به اين ترتيب بدون شك براى او به سبب شئون ذاتى ، به اعتبار نفس حقيقت بسيط آن وجود ، تخصص وجود دارد » ، كه علامه ، منظور آن را همان تخصص مربوط به واجب الوجود بالذات مىداند و از همه روشنتر ، عبارت ملاصدرا در رسالة المشاعر او است : « تخصص كل فرد من الوجود اما بنفس حقيقته كالوجود التام الواجبى جل مجده . . . « 4 » » . در اينجا يك پرسش رخ مىنمايد كه چرا اساسا تخصص منحصر به سه قسم است و نه بيشتر ؟ شايد جواب اين باشد كه آن سه ، همهء ويژگىهاى هستى را دربر
--> ( 1 ) . نهاية الحكمه ، مرحله 1 ، فصل 3 ، ص 20 . ( 2 ) . اسفار ، ج 3 ، ص 45 . ( 3 ) . همان ، پاورقى علامه . ( 4 ) . لاهيجى ، ملا محمد جعفر ، شرح رسالة المشاعر لملاصدرا ، ص 139 .