رحمت الله شريفي نجف آبادى

58

حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى )

كه اين صحيح نيست ) . صدر الدين دشتكى شيرازى : وجود هيچ‌گونه ثبوتى ندارد و بعضهم إلى القول بأنّ الوجود . . . يتوقّف على ثبوت الماهيّة . و ( هم‌چنين آن اشكال ) فريقى از صاحب‌نظران ( مثل صدر الدين دشتكى شيرازى يا سيد سند ) را وادار كرده است كه بگويند : براى وجود ، تحققى و ثبوتى ، نه در ذهن و نه در خارج ، نيست و براى موجود ( صرفا ) معناى بسيطى است كه از آن در فارسى به لفظ « هست » تعبير مىشود ، درحالىكه اشتقاق ( موجود ) ، صورى و ظاهرى است . ( اين‌گونه نيست كه موجود به‌معناى « شىء ثبت له الوجود » باشد ، بلكه به‌معناى « بودن و هستى مصدرى » مىباشد كه مركب از ذات و تحقق نيست ) ، به اين ترتيب ، ثبوتى براى موجود نيست ، تا اين‌كه موجود محمولى بر ثبوت قبلى ماهيت توقف داشته باشد . ( اساس سخن وى ، اصالت دادن به ماهيت است ) . بعضى از متكلمين وجود را ، اعم از مطلق و اضافه ، ذهنى مىدانند و بعضهم إلى القول بأنّ الوجود . . . التقييد و القيد ، فليس له ثبوت . ( براى رفع اشكال مذكور ) بعضى از دانشمندان ( كلامى ) مجبور شده‌اند بگويند : براى وجود جز معناى مطلق كه آن ، همان معناى وجود عام است و ( ديگرى ) مخصّص ( حصص و بخش‌هاى وجود ) كه آن ، همان معناى عامى است كه به اين ماهيت و آن ماهيت اضافه مىشود ، نيست كه تقييد ( وجود به آن ماهيت ، مثل وجود انسان ) داخل ( در معناى حصه ) و قيد ( ماهيت براى وجود ؛ يعنى خود ماهيت ) خارج ( از حصه ) است و اما براى فرد كه مجموع مقيد ( مثل وجود ) و تقييد ( مثل وجود انسان ) و قيد ( انسان ) ثبوتى تحقق ندارد . ( لذا در وجود انسان ، فقط خود انسان اصل اساسى است و وجود انسان هم ذهنى و اضافى است ، به نحوى كه مضاف ؛ يعنى وجود اعتبارى داخل اضافه است . خلاصه اين‌كه برخى از متكلمان