رحمت الله شريفي نجف آبادى
38
حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى )
مىيابد كه شيخ الرئيس اصالة الوجودى بوده است ؛ هرچند از بعضى از مطالب ديگر آن بوى اصالة الماهيه استشمام مىشود . بهمنيار در كتاب خود ، جملهء معروفى دارد كه مىشود از آن اصالة الوجود را استنباط كرد . وى مىفرمايد : « الوجود حقيقته أنه فى الاعيان لا غير و كيف لا يكون فى الأعيان ما هذه حقيقته ؛ حقيقت وجود اين است كه فقط در اعيان تحقق داشته باشد و چگونه چنين نباشد ، درحالىكه حقيقتش جز اين نيست » . « 1 » البته ، در اين مسئله نبايد شك كرد كه فلاسفهء مشّا درمورد خداوند قائل به اصالت وجود بودند ، حتى مثل شيخ اشراق كه معروف به اصالة الماهوى است ، درمورد نفوس و عقول و خدا قائل به انيات صرفه ؛ يعنى اصالت وجود است . در اينجا ملاصدرا از نظر او اظهار شگفتى مىكند كه با اينكه در آخر تلويحات نفس و عقول را موجودات خالص مىداند ، چرا آن را در همهء موجودات توسعه نداده است ؛ سپس مىفرمايد : آيا اينكه اينجا اصالة الوجودى و در غير آن موارد سهگانه اصالة الماهوى است ، تناقض نيست ؟ « 2 » و ميرداماد استاد ملاصدرا هم درمورد خداوند قائل به اصالت وجود بوده است . آنچه مسلّم است اينكه ، مسئله از زمان ميرداماد بهعنوان يك مسئلهء فلسفى طرح مىشود كه وى اصالة الماهوى بوده است و شاگردش ملاصدرا ابتدا مثل استادش فكر مىكرد ، سپس با تضرع و درخواست عاجزانه براى نيل به حقيقت و كشف آن ، به اصالة الوجود پىمىبرد . وى مىفرمايد : « و انى قد كنت شديد الذّب عنهم فى اعتبارية الوجود و تاصل الماهيات ، حتى أن هدانى ربى و انكشف لى انكشافا بيّنا أن الامر به عكس ذلك و المعبّر عنها فى عرف طائفة من اهل الكشف و اليقين بالاعيان الثابتة ما شمّت رائحة الوجود ابدا . . . « 3 » ؛ بدون
--> ( 1 ) . بهمنيار ، التحصيل ، ص 92 . ( 2 ) . اسفار ، ج 1 ، ص 43 . ( 3 ) . همان .