رحمت الله شريفي نجف آبادى
30
حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى )
و الا در خارج ، ماهيت حدّ وجود است ، نه اينكه مغايرت و عروض تحقق داشته باشد . اول كسى كه به مغايرت مذكور پىبرد ، فارابى « 1 » بود كه در آغاز كتابش مىفرمايد : امورى كه مورد قبول ما هستند ، ماهيت و وجود دارند و ماهيت عين وجود آن نيست ) . « 2 » دليل اول و الدليل عليه : أنّ الوجود يصحّ . . . سلب عين الشىء و جزئه عنه . و دليل براين معنا اين است كه ، سلب وجود از ماهيت ، صحيح و جايز است و اگر مفهوم وجود ، عين يا جزء ماهيت بود ، سلب وجود از ماهيت جايز نبود ، چرا كه سلب عين يا جزء چيزى ، از آن ، محال است . ( و به قول فارابى : « لو كان ماهية الانسان هوية لكان تصوّرك ماهية الانسان ، تصور الهوية « 3 » ؛ اگر ماهيت انسان ، همان هويت و وجودش بود ، تصور تو از ماهيت انسان ، تصور هويتش بود . » درحالىكه چنين نيست ) . دليل دوم و أيضا ، حمل الوجود على الماهيّة . . . لا تحتاج فيه إلى دليل . و همچنين ( دليل ديگر ) ، حمل وجود بر ماهيت ، نياز به دليل دارد ، پس وجود نه عين ماهيت است و نه جزء آن ؛ براى اينكه ثبوت ذات و ذاتيات شىء ، ( ذات چيزى ، تمام ماهيت آن چيز است ، مانند انسان و ذاتى چيزى ، جزئى از آن است ، مانند هريك از حيوان و ناطق نسبت به انسان ) بيّن و روشن است و نيازى به دليل ندارد . ( اساسا عرضى چيزى ، به سبب احتياج دارد ، نه ذاتى آن ) .
--> ( 1 ) . اصول فلسفه و روش رئاليسم ، ج 3 ، ص 28 ، پاورقى شهيد مطهرى . ( 2 ) . مهدى الهى قمشهاى ، حكمت الهى عام و خاص ، ج 2 ، ص 1 . ( 3 ) . همان .