رحمت الله شريفي نجف آبادى
27
حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى )
( به اشتراك لفظى وجود از جانب مثل ابو الحسن اشعرى و ابو الحسن بصرى معتزلى ) « 1 » متغير مىگشت . ( حاصل مطلب اينكه ، مفهوم وجود به يك معناست كه همان مفهوم واقعيت داشتن است ، نه اينكه مشترك لفظى است ، به اين معنا كه مفهوم وجود در هرچيزى همان ماهيت آن چيز است و تنها اشتراك ، در لفظ وجود است « 2 » ) . دليل سوم و از جمله دلايل ( ديگر اشتراك معنوى وجود ) اينكه عدم ، نقيض وجود است و عدم ، داراى معناى واحد است ، زيرا اصولا چيزهايى كه هستند ، تفاوت دارند ، نه چيزهايى كه نيستند . ( مگر عدم ملكه باشد كه تمايز در اين مورد به ملكه و هستى برمىگردد ، مانند تفاوت كور و جاهل ، « 3 » كه كور كسى است كه چشم ندارد و بايد آن را داشته باشد و جاهل ، كسى است كه علم ندارد و بايد آن را داشته باشد ) پس براى وجودى كه نقيض عدم است ، ( نيز تنها ) يك معنا هست و الا ( اگر وجود نقيض عدم ، بيشتر از يك معنا داشته باشد ) ، ارتفاع تناقض پيش مىآيد و آن محال است . ( مقابل عدم ، وجود است و به يك معنا هم هست و گرنه مقابل عدم ، مثلا وجود فلك و وجود ملك قرار مىگيرد كه هستى هريك غير ديگرى است ، كه در اينجا بهطور كلى چند فرض وجود دارد : يكى اينكه ، هستى فلك همان هستى ملك و مقابل عدم مىباشد كه مطلوب حاصل است . ديگر اينكه ، هستى فلك نه همان عدم است و نه همان هستى ملك است كه مقابل عدم است ، كه اين ارتفاع تناقض است و اين محال است و ديگر آنكه ، هستى فلك هم عدم است و هم هستى ملك ، كه اين اجتماع تناقض است ) .
--> ( 1 ) . محمد تقى مصباح يزدى ، تعليقة على نهاية الحكمه ، ص 17 . ( 2 ) . عبد الرزاق لاهيجى ، شوارق الالهام فى شرح تجريد الاعتقاد ، ج 1 ، ص 25 . ( 3 ) . بداية الحكمه ، مرحله 1 ، فصل 10 ، ص 27 .