رحمت الله شريفي نجف آبادى

24

حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى )

اين‌كه ثابت العين باشد . ( متكلمان گفته‌اند : موجود ، ثابت العين است و معدوم ، منفى العين ) « 1 » . يا عبارت است از اين‌كه مىتوان از آن خبر داد . ( و الحكما قالوا الموجود هو الذى يمكن أن يخبر عنه و المعدوم هو الذى لا يمكن أن يخبر عنه ؛ « 2 » حكما گفته‌اند : موجود ، چيزى است كه مىتوان از آن خبر داد و معدوم ، آن است كه نمىتوان از آن خبر داد ) ، آن دو از قبيل شرح الاسم ( و معرف لفظى است ) نه معرف حقيقى . ( ابن سينا فرموده است : « ان الموجود لا يمكن ان يشرح به غير الاسم لانه مبدء اول لكل شرح فلا شرح له بل صورته تقوم فى النفس بلا توسط شىء « 3 » ؛ بدون شك ممكن نيست موجود به‌وسيله غير اسم و لفظ ، شرح داده شود ، براى اين‌كه موجود ، مبدأ و مبناى هرشرحى است ، لذا نيازى به شرح ندارد ، بلكه صورت و مفهوم وجود بدون وسيله در نفس پابرجاست . » ) علاوه‌بر اين‌كه ( در فصل هفتم ) خواهد آمد كه وجود ، جنس و فصل و عرض خاص ندارد كه به‌معناى يكى از كليات خمس باشد ( نه عرض خاص به‌معناى عرض ذاتى كه بحث شد ) و معرّف از جنس و فصل و عرض تركيب پيدا مىكند ، لذا براى وجود معرفى نيست ( چون بيان شد كه جنس و فصل و عرض خاص ندارد ، زيرا جنس اعم از وجود است و اعم از وجود تحقق ندارد « 4 » و فصل هم ندارد ، چرا كه فصل ، فرع بر جنس است ؛ درنتيجه ، تركيب از جنس و فصل به وجود مىآيد ، درحالىكه وجود ، بسيط است و وجود عرض هم ندارد ، براى اين‌كه وجود قوام ذاتى و اصالت دارد و عارض چيزى نيست و معمولا معروض غير از عرض است ، درحالىكه غير از وجود چيزى نيست ) .

--> ( 1 ) . علامه حلى ، كشف المراد فى شرح تجريد الاعتقاد ، ص 12 . ( 2 ) . همان . ( 3 ) . ابن سينا ، نجات ، ص 200 . ( 4 ) . اسفار ، ج 1 ، ص 25 .