رحمت الله شريفي نجف آبادى

10

حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى )

مردى از بنى اسرائيل خدا را در جزيره‌اى سرسبز ، بسيار عبادت مىكرد . ملكى از خداوند خواست ثواب او را به او نشان دهد . چون اجابت شد ، ثواب او را قليل يافت و تعجب كرد ، لذا خداوند به او وحى كرد با او مصاحبه كند ، پس به‌صورت بشر نزد او آمد و پرسيد : تو كيستى ؟ گفت : عابدم ، ملك گفت : مكان خوبى دارى كه جز براى عبادت مناسب نيست . عابد گفت : يك عيب وجود دارد و آن اين‌كه اگر پروردگار ما ، يك الاغى مىداشت و آن را در اين‌جا مىچرانديم خوب بود . به اين ترتيب به ملك ، وحى شد كه ثواب به‌قدر عقل است : « . . . إنما أثيبه على قدر عقله » . « 1 » هركسى استعداد فراگيرى فلسفه و حكمت را ندارد . شخص بايد قابل باشد تا سرزمين قلبش مستعد براى رشد و نمو درخت حكمت گردد . روايات ، حتى براى كسانى كه از پاكى طينت برخوردارند ، ولى آمادگى لازم براى مسائل تعقلى را ندارند دستوراتى داده‌اند ، براى نمونه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرموده است : « تفكروا فى آلاء اللّه و لا تفكروا فى ذاته » چرا كه اين الحاد است و آن ارشاد و در همين‌باره على عليه السّلام مىفرمايد : « من تفكر فى ذات اللّه الحد و من تفكر فى صفاته أرشد » . بعضى دنبال مغالطه - كه صنعت كاذب است - و سفسطه - كه حكمت مدلّس است - مىروند و از « برهان » كه صنعت صادق است و « حكمت » كه فلسفه واقع‌گراست به شدت متنفرند . تعليم منطق و فلسفه به اين گروه به منزله كسى است كه به گردن خوك و خوك‌صفتان درّ و گوهر مىآويزد . به همين دليل معبّر به كسى كه در خواب مىبيند درّ و گوهر به گردن خوك مىآويزد ، مىگويد : تو حكمت را به فاسق مىآموزى . « 2 » اين‌كه امام صادق عليه السّلام فرموده است : پيروان فلسفه در هلاكت و مقطوع اليد و نااميد

--> ( 1 ) . ملاصدرا ، شرح الاصول الكافى و فى آخره مفاتيح الغيب ، ص 22 . ( 2 ) . تبريزى ، اسرار الصلاة ، ص 129 .