على ربانى گلپايگانى
389
ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )
القدماء أنهم اكتفوا فى تعريف التضاد على هذا المقدار و لذلك جوزوا وقوع التضاد بين الجواهر ، و أن يزيد اطراف التضاد على اثنين » . « 1 » : آنچه از قدماء نقل شده اين است كه ، آنان در تعريف تضاد به همين اندازه اكتفاء كردهاند و به همين جهت وقوع تضاد ميان جواهر و اينكه اطراف تضاد بيشاز دو تا باشد را تجويز كردهاند . 2 - اصطلاح معروف ميان مشائين : تضاد در اصطلاح معروف ميان مشائين دو قيد ديگر هم دارد كه عبارتند از : الف : داخل در جنس قريب باشند . ب : ميان آندو ، غايت اختلاف و مباينت باشد . وجه اعتبار قيد دوّم اين است كه ، آنان در برخى از امور كه حكم به تضاد ميان آنها شده بود ، ديدند كه ميان آنها امور ديگرى تحقق دارد كه حكم ثابتى ندارند بلكه نسبى مىباشند . مثلا ميان سياهى و سفيدى رنگهاى ديگرى نظير سبزى و قرمزى و . . . را يافتند كه اگر آنها را با رنگ سفيد مقايسه كنيم ، سياهى بشمار مىروند و اگر با رنگ سياه مقايسه كنيم ، سفيدى محسوب مىگردند و درنتيجه قائل شدند به اينكه ، اين رنگهاى واسطه بهگونهاى مركب از سياهى و سفيدى هستند و اگر تضادى ميان آنها به نظر مىرسد ، به لحاظ همان سياهى و سفيدى است و از اينجا نتيجه گرفتند كه تضاد در حقيقت ميان همان دو مىباشد ، پس حكم كردند به اينكه يكى از قيود و شرايط تضاد اين است كه ميان متضادين نهايت بينونت و مخالفت باشد ، بهگونهاى كه آن ماهيت به خودى خود و باتوجه به ذات او با ماهيت ديگر تضاد داشته باشد نه اينكه تضاد او با ماهيت ديگر به لحاظ امر ديگرى باشد ، چنانكه مثلا رنگ سبز با رنگ زرد تضاد دارد ، به لحاظ اينكه رنگ سبز سياهى بيشترى دارد و رنگ زرد سفيدى بيشترى و تضاد آنها به لحاظ همان سياهى و
--> ( 1 ) نهاية الحكمه ، مرحله هفتم ، فصل نهم .