على ربانى گلپايگانى

387

ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )

محسوس و از مقوله كيف مىباشند ) . پس ( باتوجه به آنچه بيان گرديد كه اجناس عاليه متضاد نيستند و اجناس و انواع مندرج در آنها هم متضاد نيستند ) نتيجهء اين استقراء اين است كه ، تضاد فقط ميان دو نوع اخير كه مندرج در جنس قريب هستند تحقق مىپذيرد ، مانند سياهى و سفيدى كه مندرج در جنس قريب « لون » هستند ، اين مطلب را فلاسفه اين‌گونه تقرير كرده‌اند . و از احكام تضاد اين است كه ، واجب است كه درمورد متضادان موضوعى باشد كه دو امر متضاد بر آن وارد و عارض شوند ؛ زيرا اگر موضوع ، شخصى و مشترك ميان آن‌دو نباشد ، تحقق دو امر متضاد در عالم وجود ( و در دو موضوع جداگانه ) ممتنع نخواهد بود ، مانند وجود سياهى در جسمى و سفيدى در جسم ديگر . و لازمهء اين مطلب ( كه از شرايط تضاد وجود موضوع شخصى واحد است ) اين است كه ميان جواهر تضادى نيست ، زيرا براى جواهر موضوعى وجود ندارد كه در آن موضوع موجود گردند ( جوهر ماهيتى است كه هرگاه موجود گردد نياز به موضوع ندارد ) . پس تضاد فقط در اعراض تحقق پيدا مىكند . و برخى از فلاسفه و اهل منطق موضوع را به محل مبدل نموده است تا اينكه تعريف تضاد شامل مادهء جواهر هم بشود ( و درنتيجه شرط تضاد اين است كه متضادان محل واحد داشته باشند ) بر اين اساس ، صور جوهريه كه حالّ در مادهء اولى هستند متضاد با يكديگر خواهند بود ( زيرا داراى محل واحد هستند كه همان هيولى است و فرق ميان موضوع و محل اين است كه ، موضوع اخص از محل است و به عبارت ديگر ، موضوع عبارت است از محل خاص و آن محلى است كه در وجود خود مستغنى از وجود حال باشد ) . و از احكام تضاد اين است كه ، بايد ميان دو امر متضاد نهايت اختلاف وجود داشته باشد ، پس اگر درمورد انواع مندرج در جنس قريب اعراضى وجودى باشد