على ربانى گلپايگانى

382

ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )

شرح مطالب : تعريف تضايف : تضايف عبارت است از تقابل ميان دو امر وجودى كه تعقل هريك مستلزم تعقل ديگرى است و اجتماع آن‌دو در يك موضوع و در يك زمان و از يك جهت محال است ، مانند بالا و پائين ، پدرى و فرزندى ، برادرى و برادرى و مانند آن . در مرحلهء ششم كه بحث پيرامون مقولات عشر بود ، در بحث از مقولهء اضافه ، پيرامون واقعيت اضافه به تفصيل بحث گرديد و بيان شد كه مضاف گاهى بر نفس اضافه اطلاق مىشود و گاهى بر معروض اضافه ، در صورت اوّل آن را مضاف حقيقى و در صورت دوم مضاف مشهورى نامند ، بنابراين تقابل حقيقى درمورد اضافه ، تقابل ميان اضافه و نسبت مكرّره ميان دو شىء است ، مانند اضافه ميان پدر و فرزند و علت و معلول و عالم و معلوم و بالا و پائين و مانند آن . و دليل امتناع اجتماع متضائفين در موضوع واحد و از جهت واحد ، همان است كه در بالا بيان گرديد ، يعنى اينكه اين تقابل ميان دو نسبت متكرر برقرار مىباشد و يك چنين نسبتى مستلزم اثنينيت و دوئيت است و اگر مثلا ذات واحد از جهت واحد هم پدر باشد و هم فرزند ، لازمه‌اش اين است كه نسبت متكرر نباشد و اين بر خلاف فرض است « 1 » . اشكال : بر اين‌كه تضايف از اقسام تقابل باشد اشكالى وارد شده است و آن اين است كه ، تقابل از اقسام تضايف است ، زيرا تقابل ، چيزى جز نسبت متكرر

--> ( 1 ) فهما على نسبة متكررة لا يعقل احدهما الا مع تعقل الاخر المعقول به ، و لذلك يمتنع اجتماعهما فى شىء من جهة واحدة لاستحالة دوران النسبة بين الشىء و نفسه . ( نهاية الحكمه ، مرحله هفتم ، فصل هشتم ) .