على ربانى گلپايگانى

346

ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )

و اما اشكال نخست كه كثرت واقعيت خارجى ندارد ، اگر مقصود اين است كه مابازاء عينى ندارد ، صحيح است ولى مابازاء عينى داشتن در موضوع بحثهاى فلسفى لازم نيست ، زيرا همان‌گونه كه بارها بيان گرديده است ، مفاهيم مورد بحث در فلسفه ، معقولات ثانيه فلسفى است كه مابازاء مستقل در خارج ندارند هرچند منشاء انتزاع خارجى دارند . و اگر مقصود اين است كه كثرت هيچ بهره‌اى از واقعيت خارجى ندارد و به اصطلاح از معقولات ثانيه منطقى مىباشد خلاف واقع است ؛ زيرا كثرت از مرتبه ضعف وجود انتزاع مىشود و ناظر به جنبهء نقصان و فقدان وجود است و مىتوان گفت : وحدت نظير وجوب و كثرت نظير امكان است و در خاتمهء مرحلهء چهارم به تفصيل دربارهء واقعيت داشتن امكان و نحوهء واقعيت آن بحث گرديد . اشكال ديگر : برخى گفته‌اند : وحدت واقعيت خارجى ندارد ، زيرا اگر واقعيت خارجى داشته باشد باتوجه به اينكه هرواقعيت خارجى واحد است ، بنابراين وحدت هم واحد است و اين واحد هم داراى وحدت است و لازمهء آن تسلسل وحدتهاى غيرمتناهى است . پاسخ : اين اشكال عين همان اشكالى است كه بر اصالت وجود وارد شده است و در مرحلهء اوّل در بحث اصالت وجود مورد بحث قرار گرفت و پاسخ هردو اشكال اين است كه موجوديت وجود امرى عارض بر آن نيست بلكه عين وجود است ، همچنين وحدت وصفى زائد بر واقعيت واحد نيست بلكه عين آن است . « 1 » صدرالمتألهين پس از ذكر اين اشكال مىگويد : « و ادفعه بتذكر ما سلف من ان حقيقة الوحدة فى واحديته مستغنية عن وحدة اخرى يعرضها » يعنى اين اشكال را با يادآورى آنچه سابقا بيان گرديد پاسخ بگو و آن اينكه حقيقت وحدت در واحد بودن خود بىنياز از وحدت ديگرى است كه عارض آن گردد .

--> ( 1 ) « و يدفعه أن وحدتها عين ذاتها فهى واحدة بذاتها . . . » نهاية الحكمه ، مرحله هفتم ، فصل اوّل .