على ربانى گلپايگانى
327
ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )
باشد ( اعم از اينكه رابطهء آندو ضرورى باشد يا نه ) ، بلكه يك حكم عقلى است كه پاسخگوى « چرا ؟ » درمورد وجود معلول است ، ( چرا آهن منبسط گرديد ؟ چرا آب جوش آمد ؟ چرا هوا گرم يا سرد شد ؟ و . . . . ) . پاسخ اين چراها آنگاه عقل را راضى مىكند و ديگر سؤال خود را تكرار نمىكند كه حتميت و ضرورت وجود معلول به دست آيد ولى صرف اقتضاء يا اولويت وجود معلول ، عقل را راضى و قانع نمىكند ، بنابراين انكار اصل ضرورت ( جبر على و معلولى ) انكار اصل « عليت » را نتيجه مىدهد ، كه اشكالكننده از انكار آن اباء دارد . جملهء « و لو انتفت رابطة التلازم . . . » ناظر به اشكال و پاسخ فوق است . معانى و اصطلاحات ماده و صورت هريك از ماده و صورت در موارد مختلفى به كار مىروند كه در خاتمهء اين فصل مناسب است آنها را يادآور شويم : 1 - ماده اولى و ماده ثانيه الف : ماده اولى : ماده بهمعناى صرف قبول كه هيچگونه فعليتى ندارد مادّه اولى يا « هيولى » گفته مىشود مقصود از مادّه در مباحث جوهر و عرض كه در مقابل صورت به كار مىرود و يكى از انواع پنجگانه جوهر بشمار مىرود ، همين معنا است . ب : ماده ثانيه : مقصود از آن جسم است كه از ماده اولى و صورت تركيب شده است ، زيرا اگر چه جسم از آن نظر كه جسم است فعليت دارد ، ولى نسبت به صورتهاى نوعى و اعراضى كه بعدا بر آن مترتب مىگردند جنبهء قابليت و پذيرش دارد و درنتيجه خصوصيت ماده ( قابل بودن امرى كه فاقد آن است ) در آن موجود است و مقصود از مادّه ثانيه اين است كه مادّه اولى نيست ، بنابراين جسم را در هر مرحلهاى كه هست و نسبت به مراحل بعدى ، ماده ثانيه مىنامند . البته بايد توجه