على ربانى گلپايگانى
291
ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )
انجام مىدهد . در اين صورت حالت شادمانى عين واقعيت انسان نيست ، ولى خارج از دائره وجود او هم نمىباشد . 3 - غايت ، واقعيتى غير از واقعيت فاعل دارد و به خود او هم باز نمىگردد . ( خارج از قلمرو وجود او است ) و در قابل ( مادهاى كه فعل در آن تحقق مىيابد ) پديد مىآيد ، مانند همهء كارهاى صناعى انسان ، مثلا ساختمانى كه مىسازد ، غايت آن اين است كه بشود در آن سكونت كرد . 4 - همان صورت چهارم ، با اين تفاوت كه غايت نه در فاعل است و نه در قابل ، بلكه در موجود ثالث پديد مىآيد ، مانند اينكه انسان كارى را به اين هدف انجام مىدهد كه ديگرى را خشنود سازد . بديهى است خشنودى فرد ثالث ، بيرون از دائره وجود فاعل و قابل است « 1 » . البته با نگاه دقيقتر خواهيم يافت كه دو قسم اخير به قسم دوّم باز مىگردند و غايت ، در اين دو قسم نيز بيرون از قلمرو وجود فاعل نيست . توضيح آنكه : كسى كه ساختمانى را مىسازد و يا كارى را انجام مىدهد كه مايهء خشنودى ديگرى است ، مقصود نهايى او مصلحت و فايدهاى است كه به خود او باز مىگردد و همان غايت واقعى فعل او بشمار مىرود و نيز همان است كه او را به فاعليت برانگيخته است . تقسيم ديگرى هم كه احيانا براى « غايت » مىشود به مطلب فوق باز مىگردد و آن اينكه گفته مىشود غايت دو گونه است : الف : همان چيزى است كه حركت و فعل به آن منتهى ميگردد ، مانند اينكه كسى از نشستن در مكانى خسته شده و به سوى مكان ديگرى حركت مىكند كه غرض ، صرف جابجا شدن و رسيدن به مكان جديد است . ب : هدف ، امر ديگرى مانند ملاقات نمودن دوست و مانند آن مىباشد . زيرا در همه اين موارد « غايت » همان چيزى است كه به فاعل باز مىگردد
--> ( 1 ) اسفار ، ج 2 ، ص 250 .