على ربانى گلپايگانى

95

ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )

سؤالات هشتگانه مورد بررسى و نقد قرار داده است ؛ و در متن به يكى از آنها كه از مهمترين و معروف‌ترين دلايل آنان بشمار مىرود اشاره شده است و حاصل آن اين است كه : اگر وجود اصيل باشد ، تحقق عينى دارد ، يعنى وجود ، وجود دارد ، در اين قضيه دو وجود مطرح است . يكى موضوع و ديگرى محمول ، نقل كلام در وجود دوّم كرده ، مىگوئيم آيا آن هم وجود دارد يا نه ؟ قهرا قائل به اصالت وجود مىگويد : وجود دارد ، پس قضيه ديگرى تشكيل مىشود كه موضوع آن محمول قضيه اول است و محمول آن هم وجود ديگرى است . سؤال پيشين را در مورد محمول اين قضيه نيز مطرح مىكنيم ، و آن اينكه وجود مذكور در محمول ، وجود دارد يا نه ؟ قهرا پاسخ قائل به اصالت وجود مثبت است . و در نتيجه قضيهء سومى تشكيل مىگردد كه موضوع آن محمول قضيه دوم و محمول آن وجود ديگرى است ، و اين سؤال و جواب تا بىنهايت ادامه دارد . يعنى اگر وجود اصيل باشد و وجود داشته باشد ، تسلسل وجودهاى غير متناهى لازم مىآيد كه محال است ، و به حكم قاعده عقلى و بديهى : « كل مستلزم للمحال فهو محال » ، هرچه مستلزم محال است ، خود آن چيز هم محال است ، قول به اصالت وجود محال و نادرست خواهد بود . پاسخ اين اشكال همان است كه در متن آمده و آن اينكه : وجود موجود است ولى نه به واسطه وجود ديگر ، بلكه موجوديت وجود ، همان وجود است به عبارت ديگر محمول در قضيه « الوجود موجود » از محمولات « بالضميمه » نيست ، بلكه از محمولات « من صميمه » مىباشد كه از ذات موضوع انتزاع مىگردد و به انضمام چيز ديگرى نياز ندارد . بر خلاف قضيه « الماهيه موجودة » كه محمول از نفس ذات موضوع انتزاع نمىشود ، بلكه از موضوع به انضمام وجود به آن انتزاع مىشود . نظير قضيه وجود موجود است ، قضاياى ياد شده در زير است : 1 - بياض ابيض است . 2 - معلوم بالذات ( صورت ذهنى ) معلوم است .