على ربانى گلپايگانى

87

ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )

مىروند و در اين صورت ابو على سينا به عنوان رئيس المشائين شناخته مىشود و آن دسته از فلاسفه كه پيرو روش فلسفى او هستند ، به فلاسفه مشاء معروفند ، و شهاب الدين سهروردى نيز به عنوان پيشواى فلاسفه اشراق شناخته مىشود و به « شيخ اشراق » معروف گرديده است . و كلمه « مشاء » و « اشراق » ، در حقيقت بيانگر دو مكتب فلسفى است كه هريك داراى شيوه و متد خاصى در شناخت هستى و آفريدگار جهان مىباشد . در روش مشائى ، تكيه اصلى و ابزار مهم معرفت ، عقل و برهان و تفكر عقلانى و برهانى است ، و به انديشه‌هاى ذوقى و عرفانى و مشاهدات قلبى و باطنى ، در مقام بحث و استدلال ، اعتماد نمىشود ( اگرچه ممكن است حكيم مشائى از اين نوع معرفت نيز بهره فراوانى داشته باشد ، ولى به هنگام استدلال تنها از روش برهان و تفكر عقلى بهره‌گير مىشود ، همان‌گونه كه در مقدمه اين مطلب را يادآور شديم ) ، ولى در روش اشراقى ، تكيه‌گاه قوى و اطمينان‌بخش در باب معرفت ، شهود و كشف باطنى و ذوق عرفانى است ، البته حكيم اشراقى عقل و تفكر عقلانى را نفى نمىكند ، بلكه آن را نارسا و ناتوان مىداند و معتقد است : « پاى استدلاليان چوبين بود * پاى چوبين سخت بىتمكين بود » و او به حكيم مشائى هشدار مىدهد كه تنها با اعتماد بر ابزار عقل و برهان نمىتوان « مجموعهء گل » را شرح كرده بلكه بايد « مرغ سحر » بود تا بتوان آن را شرح كرد . شرح مجموعهء گل مرغ سحر داند و بس * كه نه هركو ورقى خواند معانى دانست اى كه از دفتر عقل آيت عشق آموزى * ترسم اين نكته به تحقيق نتانى دانست

--> - ص 142 ، رجوع شود .