على ربانى گلپايگانى

83

ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )

مقصود از اصيل و اعتبارى چيست ؟ كلمه اصيل و اعتبارى در موارد و معانى مختلفى به كار مىروند ، مثلا در اصطلاحات فلسفى جديد ، اصالت به معنى تقدم و اصل بودن در مقابل نتيجه و فرع بودن استعمال مىشود ، مثلا مىگويند : آيا اصالت با ماده است يا با روح ؟ و مقصود اين است كه آيا ماده به منزله اصل و اساس است و روح خاصيت و نتيجهء تركيبات آن ، يا آنكه روح به منزلهء اساس است و ماده نتيجهء آن مىباشد ؟ اين معنا از اصالت ، در بحث اصالت وجود ، مقصود نيست ، زيرا هريك از وجود يا ماهيت را اعتبارى بدانيم ، براى او به هيچ‌وجه جنبهء تحقق عينى قائل نيستيم . نه به عنوان اصل و اساس بودن و نه به عنوان فرع و نتيجه بودن « 1 » . كلمه اعتبارى نيز در معانى مختلفى به كار مىرود ، مانند اعتبارى در مورد مفاهيم ذهنى كه در مقابل آن واژه حقيقى به كار مىرود و گفته مىشود ادراكات حصولى بر دو نوعند : حقيقى يا ماهوى و اعتبارى ( معقولات ثانى فلسفى و منطقى ) . و مانند اصطلاح اعتبارى در مورد عناوين اجتماعى ، مانند : رياست ، وكالت ، وصايت و نظاير آن ، و مانند اعتبارى به معناى آنچه واقعيت مستقل و منحازى ندارد مانند وجود نسبت‌ها و اضافه‌ها كه واقعيت آنها قائم به اطراف نسبت و اضافه است « 2 » . هيچ‌يك از معانى و اصطلاحات ياد شده ، در بحث كنونى مقصود نيست ، اعتبارى در اين بحث نقطه مقابل اصيل است و با روشن شدن معناى « اصيل » ، معناى اعتبارى هم روشن مىشود . معنا و مفاد « اصيل » در اين بحث را به يكى از عبارتهاى ذيل مىتوان بيان كرد :

--> ( 1 ) اصول فلسفه و روش رئاليسم ، ج 3 ، ص 31 . ( 2 ) تفصيل اين بحث در مرحله ( 11 ) ، فصل ( 9 ) خواهد آمد .