على ربانى گلپايگانى

428

ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )

مىگويد : « موضوع المنطق هو المعقولات الثانيه المستندة الى المعقولات الاوّل ، من حيث يتوصل بها من معلوم الى مجهول ، و شرح ذلك أن للشىء معقولات اوّل ، كالجسم و الحيوان و ما اشبههما و معقولات ثانية تستند الى هذه و هى كون هذه الاشياء كلية و جزئية و شخصية . . . » « 1 » . ترجمه : موضوع منطق معقولات ثانيه است كه مستند به معقولات اوّلى مىباشند ، از آن جهت كه به واسطه اين معقولات ثانيه از معلومى به مجهولى و اصل مىگرديم ، و شرح اين مطلب اين است كه براى هرموجودى هم معقول اوّل هست مانند جسم ، حيوان و نظاير آنها و هم معقول ثانيه كه مستند به اين معقولات اوليه هستند و معناى معقول ثانى اين است كه اين اشياء ( معقولات اوليه ) كلى و جزئى يا شخصى مىباشند . . . محقق طوسى ( ره ) نيز در شرح اشارات پس از يادآورى اينكه موضوع منطق معقولات ثانيه است مىگويد : « معقولات ثانيه عوارضى هستند كه بر معقولات اولى كه همان حقايق موجودات و احكام معقوله آنها است ، ملحق و عارض مىگردند « 2 » مرحوم سيد صدر الدين دشتكى شيرازى معروف به سيد المدققين در اين باره مىگويد : تعريف معقولات ثانيه كه از قدماء نقل شده است اين است كه معقولات ثانيه عوارض عقلى هستند كه در خارج از ذهن چيزى در ازاى آنها نيست و مواردى مانند : كلى ، جزئى ، قضيه ، شىء ، ذات ، ماهيت ، علت و معلول و ممكن و نظاير آنها ، را از مصاديق آن دانسته‌اند . و مصنف ( خواجه نصير الدين ) در اين تعريف از آنان پيروى كرده و برخى از اين موارد ياد شده را در كتاب ( تجريد الاعتقاد ) آورده

--> ( 1 ) تعليقات ، ص 167 . ( 2 ) شرح اشارات ، ج 1 ، ص 9 .