على ربانى گلپايگانى

425

ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )

3 - مصداق آنها جز در ذهن ، تحقق ندارد . لازم به يادآورى است كه مقصود از ذهن ، نفس و حالات نفسانى نيست ، زيرا نفس و حالات نفسانى مرتبه‌اى از خارج است ، بلكه مقصود همان صورتهاى ادراكى و مفاهيم ذهنى است . و همان‌گونه كه در بحث وجود ذهنى بيان شد ، صور علمى را به لحاظ مقايسه با خارج ، وجود ذهنى مىناميم ، ولى به لحاظ اينكه وصف ناعت نفس مىباشند ، خود مرتبه‌اى از خارج را تشكيل مىدهند . مثلا مفهوم انسان كه در ذهن موجود است ، مصداق مفهوم كلى ، نوع و موضوع واقع مىشود و گفته مىشود : انسان كلى و نوع است ، يا انسان موضوع است ، يعنى انسان موجود در ذهن كلى است نه انسان موجود در خارج ، زيرا انسان خارجى شخصى است و انسان موجود در ذهن نوع است ، نه انسان موجود در خارج كه شخص است و انسان موجود در ذهن موضوع مىباشد . ( مقصود موضوع در مقابل محمول است نه موضوع در مقابل عرض ) و نيز انسان موجود در ذهن معرف ( به فتح راء ) و مفهوم ذهنى حيوان ناطق ، معرف ( به كسر راء ) مىباشد . عنوان قضيه جز در ذهن مصداقى ندارد ، مصداق آن اين است كه مثلا مىگوئيم : انسان نويسنده است . اين جمله مصداق قضيه است ، و اگرچه اين مصداق ناظر به خارج است ، ولى خود مفهوم قضيه نظر به خارج ندارد ، نظر به جمله‌ها و تركيب‌هاى خاص ذهنى دارد . همين‌گونه است ساير مفاهيم منطقى كه همگى به مفاهيم ذهنى نظر دارند ، خواه به مفاهيم كلى و يا به مفاهيم جزئى ، بنابراين نبايد معقولات ثانيه منطقى را به معقولات اوليه اختصاص دهيم ، زيرا برخى از معقولات ثانيه منطقى ، ناظر به مفاهيم ذهنى جزئى مىباشند . مانند خود مفهوم جزئى و موضوع هم گاهى مفهوم جزئى است و گاهى مفهوم كلى . 2 - معقولات ثانيه فلسفى : معقولاتى كه مصداق آنها عين خارجيت