على ربانى گلپايگانى

411

ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )

بررسى كرده است ، چنان كه اين روش را در مسأله قبل يعنى ملاك نيازمندى ممكن به علت و احتياج ممكن به علت در بقاء ملاحظه نموديم ، در آينده نيز در موارد مناسب همين روش را رعايت خواهند كرد ، چنان‌كه در مرحله دوازدهم در بحث اثبات واجب الوجود تعالى و توحيد واجب الوجود ، براساس هردو شيوه اقامهء برهان نموده‌اند . در اين بحث نيز نخست بر مبناى اصالت ماهيت و سپس بر مبناى اصالت وجود دربارهء وجود عينى وجوب و امكان بحث نموده‌اند . بر مبناى اصالت ماهيت ، اين ماهيت است كه معروض يا موصوف امكان و وجوب واقع مىشود ، و به تعبير ديگر : ماهيت ، موضوع و وجود ، محمول و امكان و وجوب بيانگر چگونگى نسبت وجود به ماهيت مىباشند ، در اين صورت جاى طرح اين مطلب هست كه عروض امكان بر ماهيت آيا در ذهن است يا در خارج ؟ ولى بنا بر اصالت وجود ، ماهيت از گردونهء بحث بيرون مىرود ، آنچه مورد بحث است وجود خارجى است و بس ، امكان و وجوب وصف وجود خارجى هستند ، و قطعا از واقعيت خارجى هم برخوردارند ، و اينكه مىگوئيم وجوب و امكان وصف وجود هستند نه اينكه امر زائد بر هويت و واقعيت وجود بوده و عارض آن مىگردند ، بلكه مرتبه‌اى از واقعيت عينى ، مرتبهء وجوب است و مرتبهء ديگر مرتبهء امكان ، زيرا معناى وجوب ، اطلاق ، شدّت ، غنا و لاحدى است و معناى امكان محدوديت و فقر وجودى است ، مرتبه‌اى از وجود غنى بالذات است و مرتبهء ديگر عين فقر و ربط و نيازمندى و غناى بالذات را « وجوب » ، و ربط و فقر وجودى را « امكان » مىناميم ، بنابراين وجوب و امكان عين واقعيت خارجى هستند ، نه امرى زائد و عارض بر آن . آرى پس از آنكه پاى ذهن و تحليل عقلى به ميان آمد ، پاى دوئيت و ثنويت هم به ميان مىآيد و از وجود امكانى ماهيت انتزاع مىشود ، آنگاه وجود بر ماهيت حمل مىگردد ، و امكان هم به عنوان كيفيت نسبت يا جهت قضيه به كار مىرود ، آنگاه اين بحث مطرح مىشود كه اكنون كه ماهيت در خارج موجود است ، آيا جهت