على ربانى گلپايگانى

401

ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )

شرح مطالب : اگر ملاك نيازمندى معلول به علت حدوث زمانى آن باشد ، ديگر دليلى بر نيازمندى معلول به علت در بقاء وجود ندارد ، و به همين جهت گروهى از طرفداران نظريه « حدوث زمانى » در مسأله نيازمندى ممكن به علت ، به اين مطلب اعتراف نموده و گفته‌اند : ممكن فقط در حدوث خود محتاج به علت است و نه در بقاء و حتى برخى از آنان گفته‌اند : اگر بر فرض واجب الوجود پس از ايجاد عالم ، معدوم گردد ، ضرر و صدمه‌اى به حيات جهان وارد نمىشود ( تعالى اللّه عما يقول الظالمون علوا كبيرا ) « 1 » . اين انديشه نادرست ، در مسأله جبر و اختيار ، به عنوان مبناى عقلى نظريه تفويض و به خودوانهادگى انسان بشمار مىرود ، انسان فعل و آفريده خداوند است و به حكم بىنيازى فعل و معلول از فاعل و علت خود در بقاء ، انسان در ادامه حيات و هستى خود ، خودكفاء خواهد بود و كارهايى خود را با اراده مستقل خود انجام مىدهد و كارهاى ارادى او از قلمرو ارادهء الهى بيرون است . قاضى عبد الجبار معتزلى ( م / 415 ه ) دربارهء اينكه فعل تنها در حدوث خود نيازمند فاعل است و نه در بقاء چنين مىگويد : « افعال همگى در نيازمندى به فاعل شريكند ، پس ملاك نيازمندى آنها نيز بايد امرى مشترك باشد و آن چيزى غير از حدوث نيست ، زيرا صفات ديگر غير از آن مورد اتفاق و مشترك ميان آنها نيست » آنگاه بر اين مطلب چنين استدلال مىنمايد : « دليل بر اين مطلب همان طريقه معروفى است كه در كتب كلامى آمده است و آن اينكه نمىتوان ملاك نيازمندى فعل به فاعل را عدم هميشگى و مستمر ،

--> ( 1 ) شوارق الالهام ، فصل 1 ، مسأله ( 36 ) .